X
تبلیغات
تاریخ اسلام - روابط ايران و فرانسه در زمان فتحعلي شاه-نوشته: صغری میرزایی
 

 

 

 

روابط ايران و فرانسه در زمان فتحعلي شاه

 

در نيمه اول قرن سيزدهم هجري وقايع و حوادث بزرگ و مهمي در اروپا روي داد که اثرات آن از حدود اروپا خارج شد و به ديگر نقاط جهان نيز وارد شد.

در اين ميان ايران هم به نوبه خود از اثرات آن حوادث مهم مانند انقلاب کبير فرانسه و جهانداري ناپلئون کبير و لشکرکشي ها و فتوحات او بي نصيب نماند.

سياست خارجي ناپلئون اول و عشق او به غلبه بر انگلستان و جنگ هاي بين ايران و کشور استعمارطلب روسيه تزاري خواه ناخواه دربار فرانسه و ايران را به هم نزديک کرد.

در پي تهاجم سپاه روسيه به ناحيه قفقاز در سال 1218هـ.ق. فتحعلي شاه که درصدد جلب متحدي بود، نامه اي مبني بر علاقه خود به عقد اتحاد با فرانسه به ناپلئون نوشت.

ناپلئون با آنکه با اين اتحاد موافق بود، اما چون اطلاعات دقيق و کاملي از وضع سياسي و عمومي ايران نداشت، بعد از رسيدن نامه فتحعلي شاه، ژوبر مترجم و منشي دربار خود را از راه عثماني به ايران فرستاد تا تحقيقات خود را از دو کشور مزبور به امپراتور گزارش دهد. کمي بعد از حرکت ژوبر، ناپلئون آجودان مخصوص خويش روميو را نيز به ايران فرستاد. روميو در رجب سال1220 هـ.ق. با منشي خود وارد تهران شد، اما چند روز بعد از ورود به ايران وفات يافت. 9 ماه بعد از مرگ روميو، ژوبر که قبل از ورود به ايران براي انجام ماموريتي به عثماني رفته بود، به ايران آمد و به حضور فتحعلي شاه رسيد. اما او نيز به علت بيماري نتوانست در ايران دوام آورد و ناگزير شد ايران را ترک کند و به اروپا برگردد.

ژوبر بعد از رسيدن به فرانسه، بدون تعلل نامه هاي فتحعلي شاه را به ناپلئون رساند و ناپلئون نيز براي تکميل اطلاعات خود از ايران، ژوانن و دلابلانش و بن تان را به ايران فرستاد. رسيدن سفيران ناپلئون به ايران نويدي شادي بخش براي فتحعلي شاه بود و او را به ناپلئون و وعده هايش اميدوار کرد. و درست به همين دليل هنگامي که دولت روسيه به وسيله فرستادن سفيري به ايران تقاضاي مصالحه کرد، او از پذيرش شرايط صلح خودداري کرد و فوراً ميرزا رضاخان قزويني را به سفارت نزد ناپلئون فرستاد تا درباره اتحاد دو دولت قراردادي با امپراتور منعقد کند. ناپلئون نيز چون با پيشنهادهاي فتحعلي شاه کاملاً موافق بود و عقد قرارداد را متناسب با منافع خود مي ديد، سفير ايران را با کمال گرمي پذيرفت و در اردوگاه فين کنشتاين عهدنامه اي که متضمن يک مقدمه و 16 ماده بود، بين دو کشور ايران و فرانسه به امضا رسيد. اين عهدنامه به مناسبت محل عقد قرارداد به عهدنامه فين کنشتاين معروف شد. عهدنامه فين کنشتاين در ظاهر خواسته ها و مقاصد فتحعلي شاه را تامين مي کرد اما در باطن مواد قرارداد طوري تنظيم شده بود که ناپلئون مي توانست هر موقع که بخواهد از زير بار تعهدات خود شانه خالي کند. فرانسه در اين قرارداد متعهد شده بود که استقلال ممالک موجوده ايران را تضمين کند و حق ايران بر گرجستان را به رسميت بشناسد و به قواي ايران در تخليه نيروهاي روس از خاک ايران کمک کند، همچنين در زمان جنگ نيرو و ادوات جنگي در اختيار ايران بگذارد. ايران نيز متعهد شد که به انگليس اعلان جنگ فوري بدهد، و آنان و اتباع شان را از خاک ايران خارج کند و سرحدات ايران را بر روي عموم عمال انگليس ببندد و با افغان ها و قبايل هرات براي حمله به متصرفات انگليس در هند متحد شود و در صورتي که ناپلئون قصد لشکرکشي به هندوستان را داشت به سپاه فرانسه اجازه عبور از خاک ايران را بدهد. در اين عهدنامه آنچه به نفع فرانسه بود، همه واضح و مثبت و مواد راجع به منافع ايران مبهم و قابل ترديد بود و در هر صورت ناپلئون مي توانست آن مواد را بنا به مقتضيات زمان و سياست خويش توجيه و تفسير کند.

پس از عقد قرارداد فين کنشتاين، ناپلئون چون شنيده بود از طرف فرمانفرماي هندوستان و پادشاه انگليس، سفيري به نام سرجان ملکم به ايران آمده است، براي آنکه هر چه زودتر از نفوذ انگلستان در دربار قاجار جلوگيري کند، هياتي را به رياست سرتيپ گاردان روانه ايران کرد. غ1222هـ.قف

فتحعلي شاه نيز بعد از ورود گاردان به ايران براي عمل به تعهداتش، عسکرخان افشار ارومي را به نمايندگي سياسي به دربار ناپلئون فرستاد و براي آنکه صميميت خود را نسبت به ناپلئون ابراز کند و گاردان را در اجراي دستور نظامي امپراتور براي تعليم افواج ايراني تشويق کند، فوراً سفير خود را از بمبئي احضار کرد و دستور داد تا کليه انگليسي ها را از خاک ايران بيرون کنند و جزيره خارک را به تصرف فرانسويان بدهند.

اما اين روابط دوستانه ايران و فرانسه نيز پايدار نماند و بر اثر ملاقات ناپلئون با تزار روسيه و عقد معاهده تيلسيت بين آن دو امپراتور سياست ناپلئون نسبت به ايران به کلي تغيير کرد و امپراتور فرانسه، گاردان را با دادن دستورهاي جديد مامور کرد که حتي المقدور وسايل عقد صلح بين ايران و روسيه را فراهم کند و از تجهيز سپاه ايران و مخالفت علني با دولت روسيه خودداري کند. فتحعلي شاه نيز وقتي از عقد قرارداد تيلسيت آگاه شد و فهميد که ناپلئون برخلاف تعهدات خود در ملاقات با تزار و در موقع انعقاد عهدنامه نامي از ايران نبرده و نسبت به استرداد سرزمين هاي از دست رفته ايران در قفقازيه پافشاري نکرده است، متوجه بي اساس بودن قول و پيمان ناپلئون شد و دوباره دست ياري به سوي انگلستان دراز کرد.

اين پيشامد و بي ثباتي قول و وعده هاي گاردان به طور کلي موجب سلب اطمينان فتحعلي شاه از هيات اعزامي ناپلئون شد و شاه به وسيله ميرزا شفيع صدراعظم اجازه مرخصي هيات اعزامي را از ايران به گاردان اطلاع داد.

گاردان نيز که ديگر توقف خود را در ايران بي فايده مي دانست و از بي اعتنايي فتحعلي شاه نسبت به خود حس کرده بود که دربار قاجار به جانب انگلستان متمايل شده است، مقررات عهدنامه فين کنشتاين را به رخ دربار ايران کشيد و شاه را متوجه اين نکته کرد که ورود سفير انگليس به خاک ايران برخلاف مقررات آن عهدنامه است و در صورتي که اجازه ورود به سفير انگليس داده شود، او و همراهانش خاک ايران را ترک خواهند کرد. فتحعلي شاه که منتظر چنين فرصتي بود، فوراً با مراجعت هيات نظامي فرانسوي به اروپا موافقت کرد و گاردان رسماً از فتحعلي شاه اجازه مرخصي گرفت و با همراهان خود از تهران خارج شد و از طريق آذربايجان و ارزنة الروم و آسياي صغير عازم اروپا شد. غ1223 هـ.قف و به اين ترتيب رابطه سياسي دو کشور ايران و فرانسه به پايان رسيد.

منابع؛

1- ايران در دوره سلطنت قاجار، علي اصغر شميم، انتشارات زرياب

2- ماموريت گاردان در ايران، تاليف دکتر آلفرد دوگاردان فرانسوي، ترجمه عباس اقبال

3- تاريخ ايران، تاليف سرجان ملکم انگليسي، ترجمه ميرزا اسمعيل حيرت

 

 

نوشته : صغری میرزایی

نوشته شده توسط نجفی در جمعه بیست و هفتم دی 1387 ساعت 2:22 | لینک ثابت |
 
business article