سيد جمال الدين اسد آبادي

نام محقق : محبوبه ميرزايي

سید جمال الدین اسدآبادی

 

سید جمال‌الدین اسدآبادی

سید جمال الدین اسدآبادی (متولد ۱۲۱۷ خورشیدی معادل ۱۲۵۴ قمری یا ۱۸۳۸ میلادی در اسدآباد، همدان ایران تا ۱۸۹۷ میلادی) که از او با نامهای جمال‌الدین الافغانی و سید محمد بن صفدر الحسین نام برده می‌شود. اندیشمند سیاسی و مبلغ اندیشه اتحاد اسلام بود. وی همچنین از اولین نظریه پردازان بنیادگرایی اسلامی محسوب میشود.

 

ملیت

اطلاعات اندکی درباره محل تولد و خانواده وی در دست است و محل تولد او همیشه محل اختلاف بوده‌است. با وجود لقب «افغانی» که او خود را با آن معرفی می‌نمود و با آن شناخته شده بود، وی ایرانی و شیعه و از مردم اسدآباد همدان بود هرچند گروهی معتقدند که وی حنفی مذهب و از مردم اسدآباد مرکز ولایت کنر افغانستان است. گمان می‌رود که سیدجمال‌الدین صلاح نمی‌دانسته کسی به هویت وی پی ببرد به طوری که گاهی به جای اسدآبادی، اسعدآبادی امضا می‌نمود. امام محمد عبده شاگرد سید جمال الدین و مترجم کتاب نیچریه وی به زبان عربی، در مقدمه ترجمه کتاب می‌نویسد، سید جمال الدین ایرانی بود ولی به دو علت خود را افغانی معرفی می‌نمود: اول اینکه بتواند در کشورهای عربی خود را سنی معرفی کند و به هدف‌هایش برسد. دوم اینکه خود را از دست مقررات سختی که دولت ایران برای اتباعش در خارج قرار داده بود برهاند.

کودکی و نوجوانی

او از پنج سالگی به فراگیری دانش نزد پدر خود پرداخت. او برای ادامه تحصیل به قزوین و سپس تهران مهاجرت کرد. مدت زمانی بعد عازم نجف شد تا از درس کسانی چون شیخ مرتضی انصاری بهره جوید.از اساتید دیگر وی در نجف می توان به ملا حسین قلی همدانی اشاره کرد.

 

جوانی

سید جمال الدین در سن ۱۸ سالگی در اکثر علوم رایج در آن زمان به مقام عالی رسید. بعد به هندوستان و حجاز و مکه سفر‌هایی کرد و سرانجام به افغانستان مراجعت نمود. ودر آنجا شریک اسرار دوست محمد خان امیر افغانستان شد. در جنگ هرات نیز همراه او بود. سپس به مصر رفت و با دانشمندان آنجا همنشین شد. او در مصر به خاطر دانش و کمالاتش بسیار معروف شد و در جامع ازهر منطق و فلسفه درس می‌داد. شیخ محمد عبده و گروهی از فضلای مصر در کلاس او حضور داشتند.

در هندوستان

سید جمال در 1254 هجری قمری، بنا به دستور شیخ انصاری عازم هندوستان شد و ضمن آشنایی با علوم جدید سعی کرد تا مردم و خصوصا مسلمانان را علیه استعمار انگلستان بسیج کند.

 

 

در مصر

دست‌نوشتهٔ سیدجمال الدین. نام وی در این متن «جمال‌الدین الحسینی الافغانی» نوشته شده‌است

در مصر با استقبال برخی مقامات دولت روبرو شد و شروع به تدریس و تبلیغ کرد. بسیاری از نویسندگان و روشنفکران مصر از او بهره بردند و شیخ محمد عبده مفتی بزرگ مصر او را همچون استاد خود می‌دانست. در تحولات سیاسی مصر نقش موثر داشت و به همین دلیل پس از مدتی به کوشش نمایندگان خارجی که منافع خود در مصر را در خطر می‌دیدند او را از مصر بیرون کردند و به هند رفت. مدتی او را در کلکته زیر نظر حکومت انگلیسی هند نگاه داشتند و بعد که اجازه یافت از راه دریای سرخ به اروپا رفت.

سفر به اروپا، بازگشت به ایران و سرانجام اخراجش توسط ناصرالدین‌شاه

در لندن و پاریس مورد توجه مقامات سیاسی اروپا بود. در پاریس با همکاری شیخ محمد عبده به انتشار روزنامه عروه الوثقی مبادرت نمود. که فقط ۱۸ شماره از آن منتشر شد. با نشر مقالات اندیشه‌های خود در مورد اتحاد اسلام را می‌پراکند. بالاخره به حجاز سفر کرد و از بوشهر به ایران وارد شد و به تهران رفت و در خانه حاجی محمد حسن امین‌الضرب ساکن شد.

چند بار با ناصرالدین‌شاه ملاقات کرد و از ضرورت قانون گفت ولی شاه سخنان او را نپسندید و پس از مدتی امر به اخراج او از ایران کرد. از راه مازندران به قفقاز و بعد به مسکو و پترزبورگ رفت. در سفری که به مونیخ رفت با ناصرالدین‌شاه و امین‌السلطان ملاقات داشت و به دعوت آنان دوباره به ایران بازگشت. مدتی در شاه‌عبدالعظیم بود که باز به دستور شاه با افتضاح او را بیرون کردند. به بغداد و بصره سپس به اروپا رفت.

در عثمانی

سلطان عبدالحمید او را به استانبول دعوت کرد و امیدوار بود از نفوذ او برای اداره کشورهای اسلامی امپراتوری عثمانی بهره گیرد.

در استانبول میرزا آقاخان کرمانی و شیخ احمد روحی و خبیرالملک به تشویق او به نشر مطالب علیه شاه و اتابک پرداختند. پس از کشته شدن ناصرالدین‌شاه به دست میرزا رضای کرمانی که از مریدان او بود، دولت ایران خواستار تحویل او شد ولی مقامات عثمانی نپذیرفتند.

مرگ

پس از مدتی از چشم سلطان افتاد و مواجب او را قطع کردند و با فقر زندگی می‌کرد تا این‌که به سرطان فک مبتلا شد و او را جراحی کردند و در ۱۳۱۴ هجری قمری (۹ مارس ۱۸۹۷ میلادی) در استانبول درگذشت.جدای از نظر تعدادی محققان، برخی از یاران سید هم عقیده دارند که سید توسط اعوان سلطنت قاجاری- در تلافی ضدیت با نظام قاجار و قتل ناصر الدین شاه -مسموم شده و به قتل رسیده است.

بنا به درخواست دولت افغانستان مبنی بر انتقال کالبد سید به زادگاه او، این درخواست از سوی دولت عثمانی مورد قبول واقع شد و اکنون مزار و آرامگاه سید جمال‌الدین اسدآبادی در محوطه دانشگاه کابل می‌باشد. آثار و افکار او نقش مهمی در جنبش مشروطه ایران داشت.

روبرت دریفوس در کتاب «بازی شیطانی» در مورد سید جمال‌الدین می‌نویسد:

«مردی که در ۱۸۸۵ متشکل ساختن جنبشی پان اسلامیستی با هدایت بریتانیا را پیشنهاد داد کسی نبود جز «سید جمال الدین». از دههٔ ۱۸۷۰ تا دههٔ ۱۸۹۰ سید جمال الدین از سوی بریتانیا حمایت شد. دست کم یکجا در اسناد رسمی و پرونده‌های محرمانه سرویس جاسوسی دولت هند، پیشنهاد سید جمال الدین در ۱۸۸۲ در هند مبنی بر این که به عنوان جاسوس بریتانیا در هند به خدمت درآید، آمده‌است.

آثار

  • رساله نیچریه
  • مقالات در روزنامه «عروةالوثقی»
  • مقاله در رد خطابه ارنست رنان
  • نامه‌ها
  • مقالات در نشریه «ضیاءالخافقین»
  • تتمة البیان فی تاریخ الافغان

مبانی حکومت اسلامی در نامه حضرت علی (ع) به مالک اشتر

به نام خداى هستى بخش

اين فرمان بنده خدا، علي اميرالمؤمنين به مالك اشتراست درعهدي كه با او دارد

تا خراج ديار مصر را جمع كند؛ با دشمنانش نبرد كند؛كار مردم را اصلاح كند و شهرها را

آباد كند.

نهج البلاغه ،نامه53،فرمان حضرت علي (ع) به مالك اشتر ، ترجمه استاد محمد دشتی


تقوی الهی،اولین و مهمترین مبنا

او را به ترس از خدا فرمان می دهد و اینکه اطاعت خدا را بر دیگر کارها مقدم دارد و آنچه در کتاب خدا آمده از واجبات و سنتها را پیروی کند. دستوراتی که جز با پیروی آن رستگار نخواهد شد و جز با نشناختن و ضایع کردن آن جنایتکار نخواهد گردید.

همان منبع ، ص ۴۰۳


به مردم نگو ،به من فرمان دادند و من نیز فرمان می دهم، پس باید اطاعت شود. که این خود بزرگ بینی ، دل را فاسد و دین را پژمرده و موجب زوال نعمت هاست.

همان منبع ،ص۴۰۵


با خدا و با مردم و با خویشاوندان نزدیک و با افرادی از رعیت خود که آنان را دوست داری ، انصاف را رعایت کن . که اگر چنین نکنی ستم روا داشتی و کسی که به بندگان خدا ستم روا دارد خدا به جای بندگانش دشمن او خواهد بود.

همان منبع ، ص۴۰۵


دوست داشتنی ترین چیز ها در نزد تو ،در حق میانه ترین و در عدل فراگیرترین و در جلب خشنودی مردم گسترده ترین باشد.

که همانا خشم عمومی مردم ،خشنودی خواص را از بین می برد.

اما خشم خواص را خشنودی همگان بی اثر می کند.

همان منبع ،ص ۴۰۵


مردم دو دسته اند: دسته ای برادر دینی تو و دسته ی دیگر همانند تو درآفرینش می باشند. اگر گناهی از آنان سر می زند یا علت ها یی بر آنان عارض می شود ، یا خواسته یا ناخواسته،اشتباهی مرتکب می گردند ،آنان را ببخشای و بر آنان آسان گیر، آنگونه که دوست داری خدا تو را ببخشاید و بر تو آسان گیرد.

همان منبع ، ص۴۰۵


بخیل را در مشورت کردن دخالت نده که تو را از نیکوکاری باز می دارد و از تنگدستی می ترساند.

ترسو را در مشورت کردن دخالت نده که در انجام کارها روحیه ی تو را سست می کند.

حریص را در مشورت کردن دخالت نده که حرص را با ستمکاری در نظرت زینت می دهد.

همان منبع ، ص ۴۰۷


بدان ای مالک ، هیچ وسیله ای برای جلب اعتماد رعیت به والی بهتر از نیکوکاری به مردم ، تخفیف مالیات و عدم اجبار مردم به کاری که دوست ندارند ، نمی باشد.

پس در این راه آن قدر بکوش تا به وفاداری رعیت خوشبین شوی ، که این خوشبینی رنج طولانی مشکلات را از تو برمی دارد.

همان منبع ، ص ۴۰۷


آداب پسندیده ای را که بزرگان این امت به آن عمت کردند و ملت اسلام به آن پیوند خورده و رعیت با آن اصلاح شدند ، بر هم مزن و آدابی که به سنتهای خوب گذشته زیان وارد می کند، پدید نیاور ، که پاداش برای آورنده ی سنت و کیفر ان برای تو باشد که آنها را در هم شکستی.

همان منبع ، ص ۴۰۷


با دانشمندان فراوان گفتگو کن و با حکیمان فراوان بحث کن .که مایه ی آبادانی و اصلاح شهرها و برقراری نظم و قانون است که در گذشته نیز وجود داشت.

همان منبع ، ص ۴۰۷


ای مالک بدان ، مردم از گروه های گوناگونی می باشند که اصلاح هر یک جز با دیگری امکان ندارد و هیچ یک از گروه ها از گروه دیگر بی نیاز نیست .

همان منبع ، ص ۴۰۷


امور مردم جز با سپاهیان استوار نگردد و پایداری سپاهیان جز به خراج و مالیات رعیت انجام نمی شود. که با آن برای جهاد با دشمن تقویت گردند و برای اصلاح امور خویش به آن تکیه کنند و نیازمندیهای خود را برطرف سازند.

همان منبع ، ص ۴۰۹


آرزوهای سپاهیان را برآور و همواره از آنان ستایش کن و کارهای مهمی را که انجام داده اند برشمار، زیرا یادآوری کارهای ارزشمند آنان، شجاعان را برمی انگیزد و ترسوها را به تلاش وامی دارد.

همان منبع ، ص ۴۰۹


شرافت و بزرگی کسی موجب نگردد که کار کوچکش را بزرگ بشماری یا گمنامی کسی باعث شود که کار بزرگ او را ناچیز بدانی.

همان منبع ، ص ۴۱۱


هرگز نیکوکار و بدکار در نظرت یکسان نباشد . زیرا نیکوکاران در نیکوکاری بی رغبت و بدکاران در بدکاری تشویق می گردند . پس هر کدام از آنان را بر اساس کردارشان پاداش ده.

همان منبع ، ص ۴۰۷


در امور کارمندانت بیندیش و ........سپس روزی فراوان بر آنان ارزانی دار، که با گرفتن حقوق کافی در اصلاح خود بیشتر می کوشند و با بی نیازی ، دست به اموال بیت المال نمی زنند و اتمام حجتی است بر آنان اگر فرمانت را نپذیرند و یا در امانت تو خیانت کنند.

همان منبع ، ص ۴۱۱


رفتار کارگزاران را بررسی کن و جاسوسانی راستگو و وفاپیشه بر آنان بگمار ، که مراقب و بازرسی پنهانی تو از کار آنان ، سبب امانت داری و مهربانی آنها با رعیت خواهد بود.

همان منبع ، ص ۴۱۱


از همکاران نزدیکت سخت مراقبت کن و اگر یکی از آنان دست به خیانت زد و گزارش جاسوسان تو هم آن خیانت را تایید کرد به همین مقدار گواهی قناعت کرده او را به تازیانه کیفر کن و آنچه از اموال که در اختیار دارد از او بازپس گیر ،سپس او را خوار دار و خیانتکار بشمار ، و طوق بدنامی به گردنش بیفکن.

همان منبع ، ص ۴۱۱


باید تلاش تو در آبادانی زمین بیشتر از جمع آوری خراج باشد که خراج جز با آبادانی فراهم نمی گردد و آنکس که بخواهد خراج را بدون آبادانی مزارع به دست آورد ، شهرها را خراب و بندگان خدا را نابود و حکومتش جز اندک مدتی دوام نیاورد.

همان منبع ، ص ۴۱۳


برای هر یک از کارهایت سرپرستی برگزین که بزرگی کار بر او چیرگی نیابد و فراوانی کار او را درمانده نسازد و بدان که هرگاه در کار نویسندگان و منشیان تو کمبودی وجود داشته باشد که تو بی خبر باشی ، خطرات آن دامنگیر تو خواهد بود .

همان منبع ، ص ۴۱۳


باید خرید و فروش در جامعه اسلامی ، به سادگی و با موازین عدالت انجام گیرد ، با نرخ هایی که بر فروشنده و خریدار زیان نرساند . کسی که پس از منع تو احتکار کند ، او را کیفر ده ، تا عبرت دیگران شود ، اما در کیفر او اسراف نکن .

همان منبع ، ص ۴۱۵


پس خدا را ، خدا را در خصوص طبقات پایین و محروم جامعه که هیچ چاره ای ندارند...........پس برای خدا پاسدار حقی باش که خداوند برای این طبقه معین فرموده است......زیرا برای دورترین مسلمانان همانند نزدیکترین آنان سهمی مساوی وجود دارد و تو مسئول آن می باشی.

همان منبع ، ص ۴۱۵


بخشی از وقت خود را به کسانی اختصاص ده که به تو نیاز دارند ، تا شخصأ به امور آنان رسیدگی کنی .

من از رسول خدا (ص) بارها شنیدم که می فرمود : ملتی که حق ناتوان را از زورمندان ، بی اضطراب و بهانه ای باز نستاند ، رستگار نخواهد شد.

همان منبع ، ص ۴۱۵


از میان مردم ، برترین فرد نزد خود را برای قضاوت انتخاب کن........ پس از انتخاب قاضی هر چه بیشتر در قضاوتهای او بیندیش ............و از نظر مقام و منزلت آن قدر او را گرامی دار که نزدیکان تو به نفوذ در او طمع نکنند ، تا از توطئه آنان در نزد تو در امان باشد .

همان منبع ، ص ۴۱۱


آنچه به مردم می بخشی بر تو گوارا باشد و اگر چیزی را از کسی بازمی داری بامهربانی و پوزش خواهی همراه باشد .

همان منبع ، ص ۴۱۵


بخشی از کارها به گونه ای است که خود باید انجام دهی مانند پاسخ دادن به کارگزاران در آنجا که منشیان تو از پاسخ به آنها درمانده اند و دیگر برآوردن نیاز مردم در همان روزد که بر تو عرضه می دارند و یارانت در رفع نیاز آنان ناتوانند.

همان منبع ، ص ۴۱۵


کار هر روز را در همان روز انجام ده ، زیرا هر روز کاری مخصوص به خود دارد .

همان منبع ، ص ۴۱۵


نیکوترین وقت ها و بهترین ساعات شب و روزت را برای خود و خدای خود انتخاب کن ،اگر چه همه ی وقت ها برای خداست ،اگر نیت درست و رعیت در آسایش قرار داشته باشد .

همان منبع ، ص ۴۱۷


همانا زمامداران را خواص و نزدیکانی است که خودخواه و چپاولگرند و در معاملات انصاف ندارند . ریشه ی ستمکاریشان را با بریدن اسباب آن بخشکان و به هیچ کدام از اطرافیان و خویشاوندانت زمینی را واگذار مکن و به گونه ای با آنان رفتار کن که قراردادی به سودشان منعقد نگرددکه به مردم زیان رساند..............در آن صورت سودش برای آنانو عیب و ننگش در دنیا و آخرت برای تو خواهد بود.

همان منبع ، ص ۴۱۷


هیچ گاه خود را فراوان از مردم پنهان مدار ، که پنهان بودن رهبران نمونه ای از تنگ نظری و کم اطلاعی در امور جامعه می باشد..........پس کار بزرگ ، اندک و کار اندک بزرگ جلوه می کند . زیبا زشت و زشت زیبا می نماید و باطل به لباس حق در می آید .

همان منبع ، ص ۴۱۷


حق را به صاحب حق ، هر کس که باشد ، نزدیک یا دور ، بپرداز و در این کار شکیبا باش و این شکیبایی را به حساب خدا بگذار ، گر چه اجرای حق مشکلاتی برای نزدیکانت فراهم آورد ، تحمل سنگینی آن رابا یاد قیامت بر خود هموار ساز ، زیرا تحمل آن پسندیده است .

همان منبع ، ص ۴۱۷


هرگاه رعیت بر تو بدگمان گردد ، عذر خویش را آشکارا با آنان در میان بگذار و با این کار از بدگمانی نجاتشان ده . که این کار ریاضتی برای خودسازی تو و مهربانی کردن نسبت به رعیت است و این پوزش خواهی تو آنان را به حق وامی دارد .

همان منبع ،ص ۴۱۷


هرگز پیشنهاد صلح دشمن را که خشنودی خدا در آن است ، رد مکن که آسایش رزمندگان و آرامش فکری تو و امنیت کشور در صلح تامین می شود .

لکن زنهار ، زنهار از دشمن خود پس از آشتی کردن ، زیرا گاهی دشمن نزدیک می شود تا غافلگیر کند .

همان منبع ، ص ۴۱۷


اگر پیمانی بین تو و دشمن منعقد گردید ، یا در پناه خود او را امان دادی به عهد خویش وفادار باش و بر آنچه بر عهده گرفتی امانت دار باش و جان خود را سپر پیمان خود گردان ،زیرا هیچ یک از واجبات الهی همانند وفای به عهد نیست ،که همه ی مردم جهان با تمام اختلافاتی که در افکار و تمایلات دارند ،در آن اتفاق نظر دارند.

همان منبع ، ص ۴۱۹


پس از محکم کاری و دقت در قراردادنامه ،دست از بهانه جویی بردار ،مبادا مشکلات پیمانی که بر عهده ات قرار گرفته و خدا آن را بر گردنت نهاده ،تو را به پیمان شکنی وا دارد .

زیرا شکیبایی تو در مشکلات پیمان ها ، که امید پیروزی در آینده را به همراه دارد ، بهتر از پیمان شکنی است که از کیفر آن می ترسی و در دنیا و آخرت نمی توانی پاسخ گوی آن باشی .

همان منبع ، ص ۴۱۹


هیچ چیز همانند خون ناحق کیفر الهی را نزدیک ، مجازات را بزرگ نمی کند و نابودی نعمت ها را سرعت نمی بخشد و زوال حکومت را نزدیک نمی گرداند .

پس با ریختن خون حرام ،حکومت خود را تقویت مکن .

همان منبع ، ص ۴۱۹


مبادا هرگز دچار خود پسندی گردی و به خوبی های خود اطمینان کنی و ستایش را دوست داشته باشی ،که این ها همه بهترین فرصت های شیطان برای هجوم آوردن به توست و کردار نیک نیکو کاران را نابود سازد .

همان منبع ، ص ۴۱۹


منت نهادن ،پاداش نیکو کاری را از بین می برد .

و کاری را بزرگ شمردن ،نور حق را خاموش گرداند .

و خلاف وعده عمل کردن ،خشم خدا و مردم را بر می انگیزد که خدای بزرگ فرمود:

دشمن بزرگ نزد خدا آن که بگوید و عمل نکند .

همان منبع ، ص ۴۱۹


مبادا هرگز در کاری که وقت آن فرا نرسیده ، شتاب کنی .

یا در کاری که وقت آن رسیده ، سستی ورزی .

یا در چیزی که روشن نیست ، ستیزه جویی .

یا در کارهای واضح و آشکار ، کوتاهی کنی .

تلاش کن تا هر کاری را در جای خود و در زمان مخصوص به خود انجام دهی .

همان منبع ، ص ۴۲۱


مبادا هرگز در آنچه که با مردم مساوی هستی امتیاز خواهی و در اموری که بر همه روشن است غفلت کنی ، زیرا به هر حال نسبت به آن در برابر مردم مسئولی .

همان منبع ، ص ۴۲۱


آنچه بر تو لازم است آنکه : حکومت های دادگستر پیشین ، سنت های باارزش گذشتگان ، روشهای پسندیده یرفتگان و آثار پیامبر (ص) و واجباتی که در کتاب خداست را همواره به یاد آوری و از آنچه ما عمل کرده ایم پیروی کنی .

همان منبع ، ص ۴۲۱


از خداوند بزرگ ، با رحمت گسترده و قدرت برترش در انجام تمام خواسته ها ، در خواست می کنیم که به آنچه موجب خشنودی اوست ، من وتو را موفق گرداند که نزد او و خلق او دارای عذری روشن باشیم .

همان منبع ، ص ۴۲۱


از خداوند بزرگ خواستار ، برخورداری از ستایش بندگان ، یادگار نیک در شهرها ، رسیدن به همه ی نعمت ها و کرامت ها بوده و اینکه پایان عمر من وتو را به شهادت و رستگاری ختم فرماید .

همان منبع ، ص ۴۲۱


نوشته شده توسط : محبوبه میرزایی