ظهور تیمور   تهیه کننده  مریم محمودی فر

 

اصل و نسب امیر تیمور :

 

تیمور پسر امیر ترغای است و نسب او را مورخین به خاندان اجداد

چنگیز رساندند . پدر پنجم او امیر قراجارنوریان وزارت جغتای را داشت . جدش امیر برگل پدر امیر ترغای که سردار سپاه بود .

تیمور در تاریخ 25/ شعبان سال 736 قریب پنج ماه بعد از فوت سلطان ابوسعید بهادر خان در قریه ی خواجه ایلغار از قرای کش

تولد یافت  و ایام کودکی  و جوانی  را در میان طایفه ی برلاس که

از نزدیکان اجدادی او بودند بسر می برد  و به آداب شکار و سواری و تیر اندازی که اشتغال عمده ی ایلات بیابان گرد جنگجو است آشنائی پیدا می کرد تا اینکه سواری ماهر و تیر اندازی دلیر شد .

چون همتی یلند داشت جاه طلبی او روز به روز افزایش می یافت .جد تیمور یعنی امیر برگل نسبت به طایفه صلحا  و فقرا

اظهار کمال اخلاص میکرد . اظهار ارادت او به طایفه در خانواده ی آنها بافی ماند و تیمور  نیز از همان اوان نسبت به پیران سلسله ی فقر اخلاص می ورزید . تیمور مردی زیرگ و کاردان بود .

چون کریم و بخشنده و مهمان نواز بود به تدریج به دوستان او اضافه شد و تیمور با این عده به تعرض کاروانیان می پرداخت 

به همین جهت تا مدتی راه های ماورالنهر و آسایش مردم عابر و تاجر را در خطر انداخت .

 منبع : از کتاب ظهور تیمور  نوشته ی عباس  اقبال آشتیانی .

 

 

فهرست مطالب

1- لشگر کشی های تیمور :

2- حمله سه ساله :

3- حمله پنج ساله :

4- حمله هفت ساله

5- نگاهی دیگر به تیمور :

6- تیمور جهان گیر است و نه جهان دار:!

7- رفتار تیمور با شکست خوردگان :

8- جانشینان تیمور:

9- عصر پس از تیمور :

10- عصر درخشان هنرها:

11- میراث تیموریان در اختیار صفویه:

13- گورکانیان هند:

 

                                                           لشگر کشی های تیمور :
تیمور که در عین سلحشوری و بی باکی, فردی هوشیار و فرصت طلب بود, توانست به زودی با شکست امیر حسین از نوادگان قزغن در کابل که مدعی منصب اجدادی خود بود, بلخ را تسخیر به این ترتیب و حکومت مستقلی را تشکیل دهد «رمضان 771 ق/ آوریل 1370 م» او سپس خود را صاحبقران خواند. پس از آن تیمور طی پنج سال از 772 تا 777 ق/ 1370 تا 1375 م, سه بار به خوارزم و پنج بار به قلمرو خانان جَثَه در آن سوی سیحون لشکر کشید. با این وجود فتح خوارزم ده سال پس از آغاز سلطنتش ممکن شد و عاقبت آنجا را ویران کرد .

تیمور دشت قفچاق و مغولستان را فتح نمود و در سال 783 هجری فرزند ده ساله خود، میرانشاه، را با سپاهی، مامور تسخیر خراسان کرد و خود نیز به آنها پیوست. تیمور نیشابور و هرات را تصرف کرد و در هرات از سرهای مردم مناره ها ساخت. سپس مازندران را که تا سال 750 هجری در تصرف ملوک باوند بود، تسخیر کرد.

                                                                                    حمله سه ساله :
در یورشی سه ساله که از 788 تا 790 طول کشید آذربایجان، لرستان، ارمنستان، گرجستان و شروان را نیز تصرف کرد و در سال 793 مردم خوارزم را قتل عام کرد.

                                                                            حمله پنج ساله :
حمله‌ی پنج ساله وی بین سال‌های 794 تا 798 صورت گرفت و پس از آن حکومت هر شهر را به یکی از فرزندان یا خویشاوندان خود سپرد. سپس مسکو را فتح کرد و عازم هندوستان شد. در سال 801 آنجا را تصرف کرد و صد هزار نفر را به قتل رساند. پس از تقسیم شهرها و نواحی تصرف شده، به سمرقند بازگشت.

                                                                   حمله هفت ساله :
لشگرکشی وی به ایروان از سال 802 تا 807 هجری طول کشید که آن را یورش هفت ساله می‌نامند. در سال 803 با عثمانیان جنگید و چندین شهر را گرفت. در همین هنگام سفیرهایی به مصر فرستاد، ولی چون نتیجه نگرفت، مصمم شد به مصر حمله کند، و در طول این لشکرکشی، حلب، دمشق و بغداد را نیز تصرف نمود.
در سال 804 با یزید سلطان عثمانی را مغلوب و اسیر کرد. بعد از آن قصد فتح چین کرد و عازم آنجا شد. او با سپاهیانش تا کنار رود سیحون نیز رفت ولی در اترا بیمار شد و در رمضان سال 807 / فوریه 1405 میلادی ، در 71 سالگی درگذشت.

تیمور از 778 ق / 1377م تا هنگام مرگش در 807 ق / 1405 م، به مدت 29 سال، جهانى را با تهاجمات و یورشهاى مکرر خود و با خشونتى وصف ناپذیر، در هم کوبید و بنیان امپراتورى را گذاشت که بالافاصله پس از مرگش، انحطاط و زوال و تجزیه آن آغاز شد. بدین ترتیب فتوحات تیمور که به قیمت خونریزیهاى دهشتبار و ویرانیهاى بسیار به دست آمد، دیرى نپایید. قلمرو تیمور با ظهور دو طایفه ترکمان - قرا قویونلو و آق قویونلو - تجزیه و بعدها توسط دولت صفوى یکپارچه و متمرکز شد.

                                                                         نگاهی دیگر به تیمور :
یکی از شگفت انگیز ترین ویژگی های تیمور ، فتوحات او در سنین بالای اوست . تیمور از ابتدای جوانی ، هیچ نقش جدی و مهمی در تاریخ تحولات منطقه خودش ندارد . گویی تنها نظاره گر حوادث است و منتظر . بسیاری رخدادها در منطقه او بوجود آمد اما او هیچ واکنشی نشان نداد . خصوصا شواهد بسیار فراوانی وجود دارد که به دقت به تحولات داخلی ایران می نگریست و مواظب اختلافات موجود میان شاهان و سردستگان ایرانی و مغول بود . او منتظر فرصت مناسب بود و به دقت برنامه هایش را تنظیم نموده بود .
تنها در سنین حدود پنجاه سالگی است که ناگاه این چشمه خروشان به جوشش در می آید و بخش بزرگی از دنیای آن زمان را فتح می کند و به خاک و خون می کشد .

                                                   تیمور جهان گیر است و نه جهان دار !
تیمور فاتح خیلی خوبی است . یعنی تقریبا هیچ گاه در دوره فتوحاتش شکست نمی خورد . همه جهان پیرامونش را فتح می کند . چنانچه شهر مسکو ، با وجود فاصله بسیار طولانی ای که با منطقه ایران و ماوراء النهر دارد ، بازهم از هجوم به آنجا باز نمی ماند .
هند و بخش هایی از سوریه و مناطق شرقی ترکیه فعلی ، فاصله هایی بسیار طولانی هستند .و همه می دانیم که تدارکات برای یک لشگر کشی اهمیتی بسیار زیاد دارد و حتی چنانچه بدرستی برنامه ریزی نشود ، بعد از هجوم اولیه ، در اثر محاصره شدن ، لشگر حمله کننده نابود خواهد شد . اما هیچ یک از این موارد از حمله ها و تصرفات تیمور گزارش نشده است و این قدرت برنامه ریزی نظامی بسیار زیاد و درخشانی را می طلبد .

اما تقریبا هیچ یک از مناطق فتح شده ، در اختیار و تصرف جانشینانش باقی نمی ماند . امپراطوری او ، به سرعت و پس از مرگ او فرو می پاشد و تنها به منطقه خراسان محدود می گردد . البته خراسان بزرگ یعنی تمامی ماوراء النهر و حتی بخش بزرگی از افغانستان فعلی و تمامی خراسان امروزی و بخشی از سیستان .

این جهان گیری و نه جهان داری ، بسیار ما را به تأمل فرا می خواند که چه عواملی سبب می شود تا یک سلسله براستی شکل بگیرد و باقی بماند و کدامین عوامل در عملکر تیمور نبوده است و چنین شده است .توانایی بسیار در فتح کردن و عدم توانایی بازماندگان در ادامه آن ، به همین شکل در نادرشاه نیز مشاهده می شود و جای بررسی بیشتر و کاملتر دارد .

                                                                 رفتار تیمور با شکست خوردگان :
تیمور بسیار خشن بود و موارد بسیار زیادی از قتل عام و خشونت هایش آورده شده است . اما تیمور علاوه بر آن ، بسیاری از هنرمندان و دانشمندان شهرهای فتح شده را به پایتخت خود یعنی سمرقند می آورد . مواردی زیادی از نقاشان برجسته و استادان معماری ، فقها و نظائر آن وجود داشته است که توسط تیمور به سمرقند آورده شده است . این موارد نقش فراوانی در تحولات بزرگ هنری و فرهنگی در عصر پس از تیمور داشته است .

                                                                                      جانشینان تیمور :
شاهرخ میرزا فرزند تیمور که پس از او به حکومت رسید ، درست نقطه مقابل پدرش بود . فردی فرهنگ دوست ، با رفتاری غیر نظامی و به شدت ترویج کننده هنر و معماری و فرهنگ . همین ویژگی ها در پاره ای از جانشینان شاهرخ نیز ، ادامه یافت و حتی کسانی همچون الغ بیک خود از هنرمندان و دانشمندان عصر خود محسوب می شدند .

                                                                  عصر پس از تیمور :
همه این عوامل و خصوصا تجمع ثروتی که تیمور فراهم آورده بود و میزان بالایی از هنرمندان که در مناطقی نظیر سمرقند گرد آمده بودند ، سبب شد تا با حمایت کسانی همچون شاهرخ تیموری و همسرش گوهرشاد آثار درخشانی از هنر و معماری و نقاشی و خطاطی پدید بیاید .
گویی بازی روزگار کار را با تیمور و فرزندان و جانشینانش به آخر برده است که از پدری تا آن درجه خونخوار و زورگو ، فرزندانی چنین هنرپرور و فرهنگ دوست به وجود بیاید .
چنانچه حتی علم و دانش نیز در این دوره درخششی کوتاه مدت داشته است و رصدخانه الغ بیگی که با حمایت الغ بیک تیموری و با نظارت دانشمند بزرگ عصر یعنی غیاث الدین جمشید کاشانی بنا شد ، نمونه ای از این موارد است .

                                                                                عصر درخشان هنرها :
پاره ای از زیباترین نقاشی ها ، ریشه در مکتب هرات دارند که بطور کامل با حمایت شاهزاده های تیموری در شهر هرات شکل گرفت و استاد بزرگ نقاشی یعنی کمال الدین بهزاد برخاسته از چنین مکتبی است .

خطوط زیبای فارسی نظیر خط نستعلیق در دوره جانشینان تیمور شکل گرفت و آخرین مراحل تکاملی اش را در این دوره طی نمود .

پاره ای از زیباترین آثار معماری ایرانی در این دوره به وجود آمد که از آن جمله می توان به مسجد گوهرشاد در شهر مشهد و در کنار بارگاه امام رضا علیه‌السلام اشاره نمود . این مسجد که با حمایت گوهرشاد همسر شاهرخ تیموری ساخته شده است ، یکی از درخشان ترین آثار معماری ایرانی است . در گوشه ای کتیبه های این مسجد و در سمت ایوان مقصوره آن ، کتیبه ای از بایسنقر میرزا از شاهزادگان تیموری وجود دارد که خود از خطاطان بزرگ عصر خویش بود .

                                                                       میراث تیموریان در اختیار صفویه :
معماری صفوی و یا نقاشی و خطاطی آنها ، کاملا ادامه میراثی است که از تیموریان برجای ماند . خصوصا که صفویه با حمایت گسترده خویش ، این میراث را درخشان تر نموده ، باعث رشد و گسترش آن گشتند .

                                                                            گورکانیان هند :
بعدها و مقارن زمان برخاستن صفویه یکی از نوادگان تیمور که در منطقه ماوراء النهر حکومت می کرد یعنی بابر، با لشگری به هند حمله کرد و آنجا را فتح کرد و بر خلاف جدش ، در همانجا ساکن شد و سلسله درخشان مغولان کبیر هند یا گورکانیان هند را بنیان نهاد . سلسله ای که برخی از درخشان ترین آثار هنری و معماری نظیر بنای تاج محل در دوره ایشان بنا شده است .

 

منبع : طبقات پادشاهان اسلام لین‌پول ترجمهٔ عباس بخت

  تهیه کننده  : مریم محمودی فر

انواع حکومت ها  تهیه کننده مریم محمودی فر

موضوع تحقیق :

 

انواع حکومت ها

1-    قران و خلافت سلطنتی

در حکومت سلطنتی تمام قدرت در دست یک نفر است . طبیعتا رژیم بسوی فساد  واستبداد کشیده

 

می شود . اراده و نظر یک نفر بر مردم تحمیل می گردد. در نتیجه افراد با شخصیت وعزیز ان خلق

 

ذلیل و خوار می شوند ، در طول تاریخ رژیم پاد شاهی پیوسته با آدم کشی – غارت اموال مردم و غیره همراه

 

بوده است .

 

  قرآن اشاره می کند :

 

« قالت ان الملوک اذا دخلو قریه افسدوها و جعلوا اعزه اهلها اذله کذالک یفعلون » ((  گفت پادشاهان وقتی وارد شهر می شوند آن را به زور تباه می کنند

 

  و عزیزان را خوار گردانند ، (1)  سوره قصص ص

نام کتاب : مبانی حکومت اسلامی       جلد 1   فصل اول  ص 59  مولف : جعفر سبحانی  تهیه کننده : محمودی فر

 

2-    حکومت اشرافی

 

منظور از حکومت اشرافی این است که گروهی خود را برتری روحی و فکری و بلند اندیشی زمام امور را

 

 بدست می گیرند . در اصطلاح غربی ها به آن اریستو گراسی یا حکومت طبقه اعیان می گویند .

 

 در صورتی که اگر شخصی در جنبه های دیگری صلاحیت و شایستگی نداشته باشد در حکومت نمی تئانند

 

الویت داشته باشند . اشرافیت تنها ملاک حکومت نمیتواند باشد و گاهی گروهی فرصت طلب  نشسته قدرت

 

هستند برتری روحی و فکری نسبی بر دیگران دارند و زمام امور را بدست بگیرند .   

 

  ژان ژاک رسو حکومت اشرافی را به سه قسم تقسیم می کند . طبیعی – انتخابی و ارثی  و قسم دوم را

 

بهترین نوع حکومت اشرافی می داند . ( پا ورقی )

نام کتاب : مبانی حکومت اسلامی       جلد 1   فصل اول  ص 83 مولف : جعفر سبحانی  تهیه کننده : محمودی فر

 

3-    حکومت ثروت مندان

حکومت ثروت مندان  به معنی این است که گروهی از مردم هستند که سرمایه دارند و امکانات مالی به قدرت

 

 می رسند و زمام قدرت را بدست می گیرند و در اصطلاح غربی ها به آن  الیگارشی   می گویند .

 

 یعنی ریاست و و حاکم گروهی از مردم ثروتمند و استثمار گر و صاحبان نفوذ و چنین حکومتی  در دوران های

 

  مختلف اقتصادی و اجتماعی وجود داشته است و از طریق برتری روحی و فکری ، قدرت اقتصادی توجیه

 

می کند ولی باید توجه داشت که اگر این حکومت را مردم قبول نداشته باشد یک نوع حکومت استبدادی

 

و دیکتادوری است که در لباس دمکراسی ظاهر می شود و مصداق روشن است متکبرانی هستند که 

 

  می خواهند اراده خود را به مردم تحمیل کنند .

 

نام کتاب : مبانی حکومت اسلامی       جلد 1   فصل اول  ص 84  مولف : جعفر سبحانی  تهیه کننده : محمودی فر

 

 

4-    حکومت دمو کراسی یا حکومت مردم بر مردم :

 

حکومت دمکراسی یا حکومت مردم بر مردم . در اصطلاح در حال حاضر نیز استفاده می شود .

 

  این حکومت نمایندگان اکثریت تحقق می پذیرد . و اداره حکومت در اختیار اکثریت مردم می باشد .

 

 که طبق قانون حق رای دارند و می تواننند حاکم و یا رئیس را با رای خود انتخاب کنند . به نظر می آید

 

که در طول تاریخ بهترین نوع حکومت دمکراسی است ، اما در واقعیت این چنین نیست . یعنی دکراسی

 

 به معنی واقعی در هیچ یک از حکومت ها به اجرا گذاشته نشده است . کشور هائی که فکر می کنند در

 

 انتخاب ها آزاد بودند اما آزادی آنها در فکر کردن نبود بلکه تبلیغات آن قدر فریبنده و همراه با زر و برق بود

 

 قدرت فکر کردن را از افراد گرفته است بنا براین انخابات با تبلیغات انجام شده است نه با آزادی فکر .

 

نام کتاب : مبانی حکومت اسلامی       جلد 1   فصل اول  ص 84 مولف : جعفر سبحانی  تهیه کننده : محمودی فر

 

 

5-    دانشمندان و حکومت اسلامی :

دانشمندان دلایل اصلی رعایت نکردن ا وصول اصلی اسلامی را چنین نقل می کنند . 

 

الف- در طول تاریخ تمام حکمت ها که به نام اسلام حاکمیت کردند فقط رنگ اسلامی را داشت .

 

ب- به دلیل دور بودن زمان ما با زمان پیامبر (ص ) و تغییر و تحول در لغت عرب برخی از مفاهیم و

 

اصطلاح قران و قابل فهم نبودن آن صطلاحات در زمان ما است .

 

برای مشخص شدن ویژگی های حکومت اسلامی چنین اشاره کردند .

1- در حکومت اسلامی از سیره و روش پیشوایان - قران و سنت استفاده شده است .

 

2- تفاوت میان اصول اصلی حکومت اسلامی با حکومت حاکم را بشناسیم  .

 

3- تاریخ اسلام با نظام دینی متفاوت است از تاریخ اسلام بگذریم و چهره ی واقعی حکومت اسلامی را  بشناسیم .

نام کتاب : مبانی حکومت اسلامی       جلد 1   فصل دوم  ص 94  مولف : جعفر سبحانی   تهیه کننده : محمودی فر

 

6-    سیستم حکومت اسلامی بعد از پیامبر :

سیستم حکومت بعد از پیامبر به دو گونه بود .

 

1- گروهی از مسلمین معتقد بودند که سیستم حکومتی بعد از پیامبر تا مدتی مانند زمان خود پیامبر اداره می شد .

 

2- گروهی دیگر بر این باور بودند که تعیین خلافت بعد از پیامبر به صورت گزینشی تحت

 

ضوابط خاصی گرایش پیدا کرد .

نام کتاب : مبانی حکومت اسلامی       جلد 1   فصل دوم ص 103 مولف : جعفر سبحانی   تهیه کننده : محمودی فر

 

 

 

 

 

7-    صلاح امت در چیست ؟

صلاح امت در چیست ؟

 

اگر در اوضاع آن روز کمی دقیق تر بنگریم می بینیم که صلاح امت در این بود که جانشین پیامبر

 

باید از طرف خداوند انتخاب شود . اگر اتخاب جانشین بر عهده ی مردم بود خطر زیادی بر

 

 پیکره ی اسلام وارد می شد .

 

نام کتاب : مبانی حکومت اسلامی     جلد 1   فصل دوم   ص 106  مولف : جعفر سبحانی   تهیه کننده : محمودی فر

 

 

8-    خطر امپراطوری ایران :

 

درزمان  ظهور اسلام و حکومت پیامبر گرامی حاکم ایران خسرو پرویز در میان حاکمان کشور های همسایه یک ابر

 

قدرت بود.  کشور هاای کو چک و همسایه را به مستعمره ی خود در آوزده بود. پیامبر گرامی به خسرو پرویز یک

 

نامه هدایت آمیز نوشت . اما خسرو پرویز مرد مغرور و خود پسند بود به نامه او توجه نکرد از این جهت در آن

 

زمان حکومت ایران برای پیامبر یک خطر جدی تلقی می شد .

 

نام کتاب : مبانی حکومت اسلامی     جلد 1   فصل دوم   ص 112  مولف : جعفر سبحانی   تهیه کننده : محمودی فر 

 

9-    خطر امپراطوری روم :

 

 

 امپراطوری روم نیز مانند ایران یک خطر جدی برای اسلام بود . اولین در گیری پیامبر با رومیان  در هشتم هجری 

 

بود وقتی از طرف پیامبر قاصدی را برای هدایت حاکم رومی راهی وای شام شد

 

حاکم آن جا فردی به نام 0 حارث ابن ابی شمر غسانی بود  که از طرف قیصر روم در آن جا حکومت می کرد .

 

وقتی از ورود قاصد پیامبر با خبر شد ، دستور داد او را نزد حاکم بیاورند  . بعد از باز جوئی او را بی رحمانه کشتند .

 

نام کتاب : مبانی حکومت اسلامی     جلد 1   فصل دوم   ص 123  مولف : جعفر سبحانی   تهیه کننده : محمودی فر 

10-                 خطر منافقان :

 

کسانی که از ترکیب اجتماعی آن روز اطلاع دارند می دانند که در میان مسلمانان آن روز کسانی هم بودند که با چهره

 

ی مسلمانی در پی فرصتی بودند که اگر آن فرصت را بدست می آوردند نقشه ی شکست اسلام را می کشیدند . به این

 

افراد رو در رو مسلمان و در خفا دشمن منافق اطلاق می شود .  

 

 

نام کتاب : مبانی حکومت اسلامی     جلد 1   فصل دوم   ص 125  مولف : جعفر سبحانی   تهیه کننده : محمودی فر

 

 

 

 

 

 

 

 

 

11- نظام عشایری :

 

 

اعراب  قبل از اسلام به صورت قبیله و عشایری زندگی می کردند . عشایر از اهمیت خاصی برخور دار بود . ریشه

 

بائل به دو فبیله بزرگ می رسد .

 

1- فبیله قحطانیان  که در یمن و سایر نقاط جنوب  عربستان ساکن بودند . قحطانیان فرزند یعقوب ابن قحطانیان است  

 

2- قبیله عدنانیان : از فرزندان حضرت اسماعیل می باشد . آنها در حجاز زندگی می کردند .

 

نام کتاب : مبانی حکومت اسلامی     جلد 1   فصل دوم   ص 129  مولف : جعفر سبحانی   تهیه کننده : محمودی فر

 

 12- برداشت پیامبر از مسئله رهبری :  

 

آن چه از سخنان  پیامبر اسلام استنباط می شود  این است که مسئله ی رهبری را نمی توان

 

از طریق انتخاب و شورا و گزینش بوسیله ی اهل حل و عقد خلیفه و جانشین پیامبر را تعیین کرد . پیامبر فرمود

 

تعیین جانشین مربوط به خداست . خدا هر گس را که بخواهد همان رهبر می شود .

 

اختیار این موضوع نه در اختیار من است و نه در دست امت من است . .

نام کتاب : مبانی حکومت اسلامی     جلد 1   فصل دوم   ص141  مولف : جعفر سبحانی   تهیه کننده : محمودی فر 

 

13- نصب عمر برای خلافت :

طبق وصیت نامه ابوبکر که در آخرین لحظه زندگی خود وصیت کرده بود این است که بعد از خود عمر ابن خطاب را

 

به جانشینی خود می گزارم . اگر به عدالت رفتار کرد که انتظار من هم این است که چنین باشد .  

 

و اگر عوض شد تقصیر من نیست . ابوبکر بعد از این دستور از هوش رفت . بعد از این که به هوش آمد از آنها

 

خواست که مردم را جمع کنند و این وصیت نامه را در جمع مردم بخوانند . بعد از انجام این کار همه این دستور را

 

شنیدند  و اطاعت کردند . اما این اخبار حاکی از این است که انتخاب خلیفه از طریق افکار عمومی و یا اهل حل و عقد

 

انجام نگرفته است .

 

نام کتاب : مبانی حکومت اسلامی     جلد 1   فصل دوم   ص 144مولف : جعفر سبحانی   تهیه کننده : محمودی فر

 

14- انتخاب حضرت علی از طریق آراء عمومی :

 

روزی حضرت علی (ع) مردم را در یک میدان جمع کرد و به گفت شما را به خدا سوگند می دهم

 

روز غدیر خم از زبان رسول خدا چه شنیدید ؟ 30 نفر آن چه را که در آن روز بودند و شنیده بودند باز گو کردند .

 

شهادت دادند که جانشین رسول خدا حضرت علی (ع) است .

 

پیامبر فرمود :( من کنت مولاه فهذا علی مولاه ) هر کس که من مولای اوهستم بعد از من علی مولای اوست . پیامبر

 

در روز غدیر خم بعد از انتخاب جانشین خود در حق او چنین دعا کرد .

 

( بار خدا یا با دوستان علی دوست باش و با دشمنان او دشمن .)

 

نام کتاب : مبانی حکومت اسلامی     جلد 1   فصل دوم   ص 154 مولف : جعفر سبحانی   تهیه کننده : محمودی فر

 

15- رحلت پیامبر وخلاء های هولناک :

 خلاء هائی که بعد از رحلت پیامبر بوجود امده بود اگر این خلاء ها بوسیله ی جانشین او

 

پر شود گویای این است که با اصول پیامبر اسلام حکومت می کند . در این صورت مصالح مسلمانان تامین شده است . در صورت پر شدن

 

خلاء نبود پیامبر (ص) کار های زیر باید انجام شود .

1- بیان احکام و حوادث نو ظهور .

 

2- تفسیر مقاصد و اهداف آیات  قران .

 

3- پاسخ گوئی به شبهات و اشکالات .

 

4- حفظ و نگهداری از آئین اسلام  از هر نوع تحریف .  

نام کتاب : مبانی حکومت اسلامی     جلد 1   فصل دوم   ص 157مولف : جعفر سبحانی   تهیه کننده : محمودی فر

 

16- نخستین عنصر حکومت اسلامی :

1-     وظایف اجتماعی و تشکیل دولت .

 

 آیات فراوانی در قران آمده است که بر امت اسلامی  لازم است در چهار چوب قوانین اسلامی

 

دولت را تشکیل بدهند .

 

 2- سر چشمه ی قدرت این دولت خود امت اسلامی است. و کسی حق ندارد بر ملت تحمیل کند

 

و بدون رضایت امت زمام امور دولت را به دست بگیرد .

نام کتاب : مبانی حکومت اسلامی     جلد 1   فصل دوم   ص 171مولف : جعفر سبحانی   تهیه کننده : محمودی فر

 

17- جامعه از نظر فلاسفه :

1- جامعه از نظر فلاسفه :

فلاسفه معتقدند که جامعه وجود خارجی ندارد . آنچه واقعیت دارد همان فرد است ، و اجتماع چیزی است که عقل ما

 

آن را از انضمام افراد انتزاع می کند .

 

جامعه از نظر جامعه شناسان :

 

2- جامعه شناسان و حقوقدانان بر این باورند که جامعه از واقعیت خاصی بر خور دار است و برای خود احکام و

 

حقوق خاصی دارد .

نام کتاب : مبانی حکومت اسلامی     جلد 1   فصل دوم   ص 172مولف : جعفر سبحانی   تهیه کننده : محمودی فر

 

18- تکلیف جامعه از نظر اسلام :

دین مبین اسلام برای سالم زیستن در کنار هم به افراد آن جامعه یک سری دستوراتی را داده است .  از جمله این که :

1- اگر کسی دست به دزدی بزند ، طبق حکم اسلام دست دزد را قطع می کنند .

سوره مائده آیه 38 ))

2- اگر فردی در جامعه زنا کند  او را تازیانه می زنند .

سوره نور ( آیه 2 ) 

* صبر و شکیبائی مرزید و بهم پیوسته گردید و از مخالفت خداوند بیمناک باشید

تا رستگار شوید . سوره آل عمران آیه 20 )

بر پائی نماز – در راه خداوند انفاق کنید .

نام کتاب : مبانی حکومت اسلامی     جلد 1   فصل دوم   ص 175مولف : جعفر سبحانی   تهیه کننده : محمودی فر

 

 

 

19 – ادای امانت بدون حکومت امکان پذیر نیست .

 

مقصود خداوند از امانت احکام و تعالیم دینی است . خدائند بوسیله سفسران خود ابلاغ کرده است .

 

در سوره احزاب آیه 73-71 می فرماید .

 

ما امانت را بر آسمان ها و زمین و کوه ها عرضه کردیم و آنان از پذیرفتن و حمل آن سر باز زدند و از آن بیمناک

 

شدند اما انسان آن را پذیرفت .

نام کتاب : مبانی حکومت اسلامی     جلد 1   فصل دوم  ص179 مولف : جعفر سبحانی   تهیه کننده : محمودی فر

 

20 – پذیرش عمومی :

 

عناصر تشکیل دهنده ی حکومت اسلامی به شرح زیر است .

1- پذیرش عمومی :  اولین گام تشکیل حکومت اسلامی است .

 

2- ولایت فقیه  دومین عنصر تشکیل حگومت اسلامی است .

 

3- شورا استفاده از آیه شورای بینهم  که به استفاده از جلسه شورائی و ااز تفکرات دیگران برای بهتر زیستن و صحیح تر تصمیم گرفتن است .

 

4- بیعت یکی دیگر از عناصر تشکیل حکومت اسلامی است .

بیعت :  دوست داشتن است .

بیعت : پذیرش یک فرد برای حاکمیت و رئیس حکومت است .

 

نام کتاب : مبانی حکومت اسلامی     جلد 1   فصل دوم   ص 214-171 مولف : جعفر سبحانی   تهیه کننده : محمودی فر

 

تهیه کننده : مریم محمودی فر

دانشجوی سال اول دوره ی کار دانی

رشته علوم اجتماعی