حکومت از نظر شیعه

 

حکو مت از نظر شیعه

در نهاد اسلام رهبری سیاسی از رهبری دینی جدا نبود ه است ،در دوره ی پیغمبر و حتی به شیو ه های دیگردر دوره ی خلفا ی راشدین سیاست و دیانت دو روی سکه ی حکو مت بوده است .یعنی حکو مت ،حکومت دینی بود و رهبر دین رهبر سیا سی هم بود .

از دوره ی امویان گر چه ظا هراً حکومت دینی و سیاسی همچنان آمیختگی داشت اماخلا فت و حکومت کم کم رنگ و بوی سلطنت به خود گرفت و خلافت انتخابی عصر خلفای راشدین به خلافت راشدین موروثی مبدل شده در نتیجه امپراطوری اسلام زیر نظر خلافتی قرار گرفت که جنبه سلطنت وسیاست آن بر دیانتش می چربید ،که ایران هم مدتها در چنبره همین قدرت سیاسی جدید گرفتار بود تا آنکه با روی کار آمدن حکومت موروثی طاهریان نخستین ضربه ی اساسی بر قدرت و نفوذ خلافت وارد آمد و جنبش پنهان و آشکاری که در جستجوی استقلال ایران بود در گوشه ای از خاک آن سر بر کشید .

دردید شیعه صلاحیت دینی برای حکومت دردوره ی پیغمبرازطریق وی بدست می آمد و دردوره ی جانشینان اواز طریق ارتباط آنان با منبع فیض نبوت .شیعه معتقد است که بعد ازپیغمبرحکومت از آن امامان اوست که امامت را به خواست خدا ازسوی پیغمبر به ارث برده اندودرنبود پیغمبربا منبع فیض نبوت همچنان در ارتباطند و یهره های فیض اللهی نصیب آنان است .اما مفهوم روایت اهل سنت ازبسته شدن دایره نبوت این بود که دیگرکسی بامنبع فیض نبوت درارتباط نیست یعنی امامی درکارنیست که با بهره گیری از منبع  فیض حکومت عادلانه دینی را آنگونه که در عصر پیغمبر وجود داشت بتواند بر پا کند .

مفهوم سیاسی سخن آن بود که حتی حکومت (خلفا آن گونه که شیعه تصور میکند) حکومت عادلانه ای هم نباشد باز بایدبه آن تن داد و تسلیم شد .

از نظر شیعه حکومت اگر به دست امامان شیعه باشد حکومتی خواهد بود عادلانه وگر نه حکومت غیر امام حکومتی است غاصب و ظالم .این تلقی شیعه از امامت که دو وجه رهبری سیاسی و دینی را در هم ادغام کرد و سیاست و دیانت را در هم می آمیخت .

شیعه ی دوازده امامی در بسیاری از دوره های تاریخ ایران معتقد بود که حکومت عادلانه فقط با ظهور امام زمان (عج)تحقق خواهدیافت و در غیبت او اگر حکومت بر پا شود از نظر شرعی حکومت جور است وظلم و فاقد عدالت حقیقی .

تلقی شیعی از حکومت گر چه همیشه حکومت حقیقی را از آن صاحب زمان می شناخت در دوره ی قاجار دستخوش دگرگونی بنیادی شد .درست است که پاره ای از ریشه های دگر گونی بنیادی در حکومت صفویه  صورت گرفت اما بیان نظری و شرعی این دگرگونی در اوایل حکومت قاجار بخصوص در دوره ی فتحعلی شاه قاجار تدوین شد .بحث ولایت فقیه در مفهومی که امروز شناخته شده است از بحث های مطرح شده در دوره ی قاجار است و نخستین بار در سلطنت فتحعلی شاه است که مبحث ولایت فقیه به طور جدی به استناد پارهای از احادیث و آیات و اخبار مطرح می شود .در دوره ی فتحعلی شاه نخستین کسی که به صورت مضبو ت و به طور جدی و اصولی این بحث را مطرح کرد و به استناد نوزده حدیث و پاره ای آیات و اخبار صریحاًدر غیبت امام حق حکومت و کشور داری را از آن فقیه عادل دانست  ملا احمد نراقی بود .در تفکر شیعهدایره نبوت را بسته نمی دانست و امامت را به باطن نبوت تعبیر می کرد و در تفکر عرفانی هم دایره ی نبوت یاز بود و ولایت به باطن نبوت تعبیر می شد .در تفکر شیعی امامت با حکومت ارتباط تنگا تنگ داشت و شیعه معتفد است که بعد از پیغمبر حکومت از امامان اوست  اما در تفکر عرفانی مفهوم ولایت و بسته نبودن دایره ی هیچ ربطی به امر حکومت سیاسی و کشور داری نداشته است  و فقط در شیوه ی استد لال در بسته نبودن دایره ی نبوت با شیعه همسویی داشت و به همین جهت گاه مورد دشمنی حکومت گران سنی و خلفا ی جهان اسلام واقع  می شد و جنبه ی سیاسی بدان می دادند.لذا شیعه معتقد است در غیبت امام مجتهد عادل و ولی فقیه همچنان با دایره ی نبوت مر بوط است و امین پیغمبر و وارث علم او و اما م است وبه همین جهت به نیابت از امام مسند قضای شرعی و هم حکومت و کشور داری از آن اوست .     

منبع  :کتاب مشروطه ی ایرانی

دکتر ما شا الله آجودانی

دردوران بعضی ازپادشاهان قاجارازجمله ناصرالدین شاه به اندازه خوددرخرابی مملکت ودراستمراربی عدالتی واستبدادو مفاسد ناشی از آن مو ثر و مسئول بودند که با بیداری نسبی عامه ،آشنایی با رسوم و آداب تمدن جدید و انجام یافتن پاره ای اصلاحات که در اواخر آ ن عصر حاصل شد ،به وسیله و سعی معدودی از همان ها انجام یافت و نقش امنای مذهب در امور مملکت در این دوره هر چند از نظر حیثیت دولتی وهنی محسوب می شد از نظر عامه با علا قه و تایید تلقی می گشت .

اقدام علما در امور مر بوط به دولت چون با منافع و احساسات عام مر بوط بود با توفیق بیشتر و قا طع تر مواجه می شد تحریم تنبا کو برای لغو امتیاز انحصاری رژی از همان آغاز سر و صداها یی در طهران و تبریز به وجود آورد و علماءعصر که با سیاست آن دولت مر بوط بودند نا راضی کرد و نوعی عدول از تعادل سیاسی تلقی می شدوبه فتوای  تحریم تنبا کو منجر گشت .که نهایتاَفتوای میر زای شیرا زی مرجع  معروف شیعه در نجف هم برای این مسئله مهم است .پس علمایی که در زمان حکام مستبد زندگی می نموده اند به نحوی از انحاءجهت اعتلای حکومت اسلامی نیز مبارزه می نموده اند که می توان سید جمال الدین اسد آبادی را هم نام برد .و همچنین مجتهدان ،علما و سادات تقریباٌدر تمام جامعه با نظر تکریم نگریسته می شدند .ریاست عامه با آنها بود و در اکثر امور اجتماعی حوزه خود نفوذ قطعی و بی معارض اعمال می کردند و غیر از علما ءو مجتهدان نفوذ وعاظ به اندازه علماءدر بین مریدان خود نفوذ داشتند و به بر خی از آنهاهم مثل مجتهدان و علمای بزرگ کرامات منصوب می شد .

                                                           منبع:روزگاران تاریخ ایران

                                                                     دکتر عبدللحسین زرین کوب

 رئیس دولت کشور :در عالی ترین سطح اجرایی مقام ریاست دو لت کشور قرار می گیرد این نهاد شاخص جامعه ی سیاسی و نهاد مو جو دیتیک کشور به شمار می آید طیف عملکرد این نهاد بر حسب قانون اساسی یا استخوان بندی سیاسی هر کشور تفاوت دارد

الف-پادشاهی :این واژه در مورد رئیسی بکار برده می شود که یا قدرت را از طریق فتح وظفر بدست آورده و در خاندان خود مورثی کرده باشد یا اینکه خود بر اساس اصل وراثت بر اریکه قدرت تکیه زند .

ب-ریاست جمعی :در صورتی که هیاتی مرکب از تعدادی عضو اختیارات و وظا یف رئیس دولت  کشور را همگی با هم برعهده داشته باشند یعنی رکن حکومتی ،شکل دسته جمعی داشته باشد اصطلا حاَآن را چند تن سالا ری می نامند .

ریاست جمهوری درآن دسته از نظام های مردم سالار که رئیس قوه مجریه طی انتخا بت عمومی و با کسب اکثریت آرای عامه مردم بدین مقام راه می یابد به وی رئیس جمهور و به چنین نظامی جمهوری اطلاق می گردد .انتخاب رئیس جمهور به طور مستقیم از طرف مردم صورت می گیرد یعنی هر چند سال یک بار عموم مردم در انتخابات شرکت می کنند و با رای مستقیم خود شخص مورد نظر شان را برای ریاست قوه ی مجریه بر می گزینند .گاهی انتخاب مردم به صورت غیر مستقیم دارد یعنی نمایندگان پارلمان که خود منتخب مردم هستند با اکثریت آرای خویش از میان نامزد های ریاست جمهوری یک نفر  را بر می گزینند .رئیس جمهور در این حالت از استقلا ل چندانی بر خور دار نیست .

در کشور ما جمهوری اسلامی ایران رای گیری به صورت مستقیم و توسط مردم انجام می گیرد ولیکن در کشورهایی نظیر ترکیه و پاکستان انتخاب رئیس جمهور به صورت غیر مستقیم و از طریق نمایندگان پارلمان صورت می پذیرد.

در جمهوری اسلامی ایران رئیس جمهوری برابر قانون اساسی عالی ترین مقام کشوربعدازمقام رهبری شناخته میشود.رئیس قوه ی مجریه مسئول اجرایی قانون اساسی است ولی به طورمستقیم از جانب ملت شناخته می شود و باید ایرانی الاصل تابع ایران ،مدیر و مدبر ،موثق وامین،و متقی ومومن ومعتقد به مبانی جمهوری اسلامی ومذهب رسمی کشورباشدوازرجال سیاسی ومذهبی شناخته شود.قبل ازانتخاب ازجهت واجد شرایط بودن مورد تایید شورای نگهبان قرار گیردو در انتخابات اکثریت مطلق آرأ را به دست آورده.تنفیذ حکم ریاست جمهوری با مقام رهبری است و بعد از ادای سوگند در مجلس چهار ساله ریاست جمهوری شروع  شده و قابل تمدید برای یک دوره است و رئیس جمهور در مقابل رهبر ،مجلس و مردم مسئول است وی ریاست هیا ت وزیران را برعهده دارد و بر کار آنان نظارت می کند و نصب وزراُهمراه با رای اعتماد مجلس برعهده اوست و هر وقت بخواهد می تواند عزل نماید .

که در کشورجمهوری اسلامی تشخیص مردم،نتیجه توجه به معیارها،وظایف مسئولین و تقوای بیشتر،رعایت قانون،عمل به شعارها یک اصل بوده و برای مقابله با کم کاری و خط بازی ،امکانات بی حساب در اختیار فرزندان ،منافع  شخصی عدم توجه به تحریم دشمن و .......مد نظر مسئولین باید قرار گیرد .

                                           

                                                    منبع  :کتاب گامی به سوی دولت اسلامی 

تهیه شده از موسسه ی مطالعات  انتشاراتی صادق آل محمد (ص)

                                                              گرد آورنده:س .ز.هادیزاده

ولایت فقیه

 

به نام خدا

 

 

نام ونام خانوادگي:

 

سيده زهره هاديزاده

 

 

                  كتاب :ولايت فقيه

 

 

 

 

   

 

 

 

 

 

 

 

 

 

شماره فيش:1

 

      ازنظراسلام دين ازسياست جدا نبوده ودرزمان غيبت امام زمان(عج) ولي فقيه جامع شرايط­­ مي تواند ادامه دهنده راه  انبياء وائمه معصومين(ع) باشد و بنا به نقل ازملا احمد نراقي ازعلماي عصرقاجار دركتاب عوائدالايام ولايت فقيه دردوچيز حق ولايت دارد 1- درهمه اموريكه پيامبر(ص) وائمه (ع) درآنها صاحب اختياربوده و ولايت داشته اند مگراينكه به مواردي به دليل شرعي استثناء شود 2- درهمه اموري كه به دين و دنياي بندگان خدا ارتباط دارد وبايد انجام شود.

                                                                                               

صفحه 5تا 8

 

    شماره فيش:2

 

     تنها چيزي كه منافع مادي وقدرت سياسي استعمارگران را به خطر مي اندازد اسلام واحكام اسلامي است و ايماني كه مردم به آن دارند لذا استعمارگران با وسايل مختلف برضد اسلام تبليغ كرده اند وهمه دردست هم داده تا ازسيصد سال پيش تاكنون درتخريب اسلام واقع كاركنند چون اسلام اصيل دين افراد مجاهدي است كه به دنبال حق وعدالت اند و بدين اعلام كرده اند اسلام نمي تواند امورزندگي حكومتي مردم را دردست بگيرد و اسلام براي امور جامعه چيزي ندارد درصورتي كه براي تمام امور داراي قانون است وما معتقد به ولايت فقيه هستيم كه پيغمبر اكرم بايد خليفه براي خود معين كند و تعيين خليفه براي حكومت است . وما خليفه مي خواهيم تا اجراي قانون كند.

   

                                                                                                

صفحه 14تا 15

  

     شماره فيش :3

 

      مجموعه قانون براي اصلاح جامعه كافي نيست. براي اينكه قانون مايه سعادت واصلاح بشرشود. به قوه اجرائيه ومجري احتياج دارد به همين جهت خداوند متعال دركنار فرستادن يك مجموعه قانون يعني احكام شرع يك حكومت ودستگاه اجرا واداره مستقركرده است. رسول اكرم(ص) درراس تشكيلات اجرايي واداري جامعه مسلمانان قرار داشت. علاوه برابلاغ وحي وبيان وتفسير عقايد و احكام و نظامات اسلام ، به اجراي احكام وبرقراري نظامات اسلام همت  گماشته بود تا دولت اسلام را به وجود آورد.

 

                                                                                                      

 صفحه 17

 

 

   شماره فيش : 4

 

    ضرورت اجراي احكام كه تشكيل حكومت رسول اكرم(ص) را لازم آورده منحصرومحدوده به زمان آن حضرت نيست، پس ازرحلت رسول اكرم (ص) نيز ادامه دارد. طبق آيه شريفه ،احكام اسلام محدوده به زمان و مكاني نيست و تا ابد باقي و لازم الاجرا ست .((براي نمونه به آيات 52 ازسوره ابراهيم ، آيه 2 ازسوره يونس ، آيه 49 ازسوره حج ، آيه 40ازسوره احزاب و70 سوره يس مراجعه شود )) .

 

                                                                                            

      صفحه 18-19

 

   شماره فيش : 5

 

    پس ازرحلت رسول اكرم (ص) ،هيچ يك ازمسلمانان دراين معنا كه حكومت لازم است ترديدنداشت. هيچ كس نگفت حكومت لازم نداريم. چنين حرفي ازهيچ كس شنيده نشد.درضرورت تشكيل حكومت همه اتفاق نظرداشتند . فقطدركسي بود كه عهده داراين امرشود كه رئيس دولت باشد لذا از رسول اكرم (ص) ودرزمان متصديان خلافت و زمان حضرت امير(ع) حكومت تشكيل وسازمان دولتي وجود داشت و اداره و اجراء صورت مي گرفت .

 

                                                                                                     

  صفحه 20

 

 

    شماره فيش : 6

 

    دليل ديگر بر لزوم تشكيل حكومت ، ماهيت وكيفيت قوانين اسلام است . ماهيت وكيفيت اين قوانين مي رساند كه براي تكوين يك دولت وبراي اداره سياسي واقتصادي وفرهنگي جامعه تشريع گشته است:

    اولاً: تا احكام شرع حاوي قوانين ومقررات متنوعي است كه يك نظام كلي اجتماعي رامي سازد. دراين نظام حقوقي هرچه بشرنيازدارد فراهم آمده است :ازطرز معاشرت با همسايه و اولاد و... تا مقررات مربوط به جنگ وصلح و....

    ثانياً: با دقت درماهيت وكيفيت احكام شرع در مي يابيم كه اجراي آنها وعمل به آنها مستلزم تشكيل حكومت است.

 

                                                                                 

                صفحه 20-21

 

 

 

 

     شماره فيش : 7

 

    مالياتهايي كه اسلام مقرر داشته وطرح بودجه اي كه ريخته نشان مي دهد تنها براي سدرمق فقرا وسادات فقيرنيست، بلكه براي تشكيل حكومت وتأمين مخارج ضروري يك دولت بزرگ است . واين كارمستلزم تشكيلات منظم وحساب وكتاب وتدبير ومصلحت انديشي است وباهرج ومرج انجام شدني نيست . اين به عهده متصديان حكومت اسلامي است كه چنين مالياتهايي را به اندازه وبه تناسب وطبق مصلحت تعيين كرده ، سپس جمع آوري كنند وبه مصرف مصالح مسلمين برسانند

                                                                                           

  صفحه 22-23-24

   

 

 

شماره فيش : 8

 

   احكامي كه راجع به حفظ نظام اسلام ودفاع از تماميت ارضي واستقلال امت اسلام است،برلزوم تشكيل حكومت دلالت دارد. مثلا اين حكم (( واعدولهم ما استعطعتم من قوة ومن رباطالخيل . سوره انفاق آيه 60)) كه امربه تهيه وتدارك هرچه بيشتر نيروي مسلح ودفاعي به طوركلي است، وامربه آماده باش ومراقبت هميشگي دردوره صلح وآرامش دارد.كه آيه شريفه دستوري تا حد امكان نيرومند وآماده باشيد تا دشمنان نتوانند به شما ظلم وتجاوزكنند.ما متحد ونيرومند وآماده  نبوديم كه دستخوش تجاوزات بيگانه شده ومي شويم وظلم مي بينيم.

                                                                                                       

 صفحه 24

 

شماره فيش :9

    

بسياري ازاحكام ،ازقبيل ديات كه بايد گرفته شود وبه صاحبانش داده شود،يا حدود وقصاص كه بايد با نظر حاكم اسلامي اجرا شود، بدون برقراري يك تشكيلات حكومتي تحقق نمي يابد.همه اين قوانين مربوط به سازمان دولت است وجز قدرت حكومتي ازعهده انجام اين امورمهم برنمي آيد.

                                                                                                        صفحه 25

  

 شماره فيش: 10

 

   شرع وعقل حكم مي كند كه نگذاريم وضع حكومتها به صورت ضد اسلامي يا غير اسلامي ادامه پيدا كند. دلايل اين كارواضح است : چون برقراري نظام سياسي غير اسلامي به معناي بي اجراء ماندن نظام سياسي اسلام است. همچنين به اين دليل كه هرنظام سياسي غيراسلامي نظامي شرك آميزاست چون حاكمش طاغوت است(( طاغوت هرمتجاوزوهر معبود غيرخدارا گويند )) وما موظفيم آثار شرك را از جامعه مسلمانان وازحيات آنان دوركنيم وازبين ببريم.وچاره نداريم جزاينكه دستگاههاي حكومتي فاسد وفاسد كننده را از بين ببريم وهيئتهاي حاكم وفاسد وخائن وظالم وجائر را سرنگون كنيم. اين وظيفه اي است كه همه مسلمانان در يكايك كشورهاي اسلامي بايد انجام شود، وانقلاب سياسي اسلامي را به پيروزي برسانند

                                                                                                        صفحه 25

 

 

  شماره فيش : 11

   

 ما براي اينكه وحدت امت اسلام را تأمين كنيم، براي اينكه وطن اسلام راازتصرف ونفوذ  استعمارگران ودولتهاي دست نشانده آنها خارج وآزاد كنيم. راهي نداريم جز اينكه تشكيل حكومت بدهيم. چون به منظورتحقق وحدت و آزادي ملتهاي مسلمان بايستي حكومتهاي ظالم ودست نشانده را سر نگون كنيم، وپس ازآن حكومت عادلانه اسلامي را كه درخدمت مردم است به وجودآوريم. تشكيل حكومت براي حفظ نظام ووحدت مسلمين است چنانكه حضرت زهرا، سلام ا...عليها درخطبه خود مي فرمايد كه امامت براي حفظ نظام و تبديل افتراق مسلمين به اتحاد است (( كشف الغمة، ج 1صفحه 483))

                                                                                                 

     صفحه 27

    

 شماره فيش :12

   

 ما وظيفه داريم مردم مظلوم ومحروم را نجات دهيم ما وظيفه داريم پشتيبان مظلومين ودشمن ظالمين با شيم ، علماي اسلام موظف اندبا انحصار طلبي واستفاده هاي نا مشروع ستمگران مبارزه كنند و نگذارند عده كثيري گرسنه ومحروم باشند ودركنارآنها ستمگران غارتگروحرام-خوار درنازونعمت به سرببرند. اميرمؤمنان علي (ع) مي فرمايد من حكومت رابه اين علت قبول كردم كه خداوند تبارك وتعالي ازعلماي اسلام تعهد گرفته وآنها را ملزم كرده درمقابل پرخوري وغارتگري ستمگران وگرسنگي ومحروميت ستمديدگان ساكت ننشينند وبيكارنايستند(نهج البلاغه خطبه 3) ودروصيت به دو فرزند بزرگوارش تذكر مي دهدو

مي فرمايد((وكوناللظالم خصماً، وللمظلوم عونا- نهج البلاغه نامه 47)) يعني دشمن ستمگر،ياور وپشتيبان ستمديده با شيد.                                                                                          

صفحه 28

 

    شماره فيش :13                                                                                                       

      

طبق ضروريات عقل وضرورت احكام اسلام ورويّه رسول اكرم (ص) وحضرت اميرالمومنين(ع) ومفاد آيات وروايات تشكيل حكومت لازم است كه بعنوان نمونه به روايت حضرت رضا(ع)درعلل الشرائع جلد1صفحه 251باب 182 حديث 9 مراجعه شود                  

صفحه 29

.   

شماره فيش :14

   

مجموعه قوانين اسلام كه درقرآن وسنت گردآمده  توسط مسلمانان پذيرفته ومطاع شناخته شده است. اين توافق پذيرفتن كار حكومت راآسان نموده وبه خود مردم متعلق كرده است.درصورتيكه در حكومتهاي جمهوري ومشروطه سلطنتي، اكثر كساني كه خود را نماينده اكثريت مردم معرفي مي نمايد هرچه خواستند به نام قانون تصويب كرده سپس برهمه مردم تحميل مي كنند،حكومت اسلام حكومت قانون است، دراين طرز حكومت حاكميت منحصربه خداست وقانون فرمان وحكم خداست. حكومت اسلام سلطنتي هم نيست چه رسد به شاهنشاهي وامپراطوري دراين نوع حكومتها حكام برجان ومال مردم مسلط هستند وخودسرانه درآن دخل وتصرف مي كننداسلام ازاين رويه وطرز حكومت منزه است.

                                                                                                          صفحه 33

                                                                                                     

  شماره فيش :15

  

شرايطي كه براي زمامدارضروري است مستقيماً ناشي ازطبيعت طرز حكومت اسلامي است پس ازشرايط عامه مثل عقل وتدبير، دوشرط اساسي وجود دارد كه عبارت اند از1- علم به قانون 2-عدالت است.

1-   چون حكومت اسلام حكومت قانون است براي زمامدار علم به قانون وقوانين لازم مي با شدكه دراين خصوصي حضرت علي (ع) مي فرمايد: اي مردم سزاوارترين مردمان براي خلافت تواناترين وداناترين ايشان به دستورهاي خداوند است.( نهج البلاغه خطبه172،والاحتجاج،ج1،

صفحه 229، بحارالنوار ج25 ص116، كتاب الامامه، باب جامع فيليس صفات الامام.

2-   زمامدار بايستي ازكمال اعتقادي واخلاقي برخوردار وعادل باشد ودامنش به معاصي آلوده نباشد.                                                                                             

 

صفحه37

 

شماره فيش :16

   ا

كنون كه شخص معيني ازطرف خداي تبارك وتعالي براي احراز امر حكومت دردوره غيبت تعيين نشده لكن آن خاصيت حكومتي را كه ازصدراسلام تا زمان حضرت صاحب (ع) موجودبودبراي بعد ازغيبت هم قرار داده است. اين خاصيت كه عبارت ازعلم به قانون وعدالت مي باشددرعده بيشماري ازفقها عصر ما موجوداست. اگر با هم اجتماع كننده مي توانند حكومت عدل عمومي درعالم تشكيل دهند.                                                                 

صفحه 39

 

شماره فيش :17

 

 چون حكومت اسلام حكومت قانون است. حاكم درحقيقت قانون است. همه درامان قانون اند.درپناه قانون اسلام اند. مردم ومسلمانان دردايره مقررات شرعي آزادند، يعني بعد ازآنكه طبق مقررات شرعي عمل كردند كسي حق ندارد اينجا بنشين يا آنجا برو. هرگاه حكومت اسلامي تأسيس شودهمه درسايه قانون با امنيت كامل به سرمي برند، وهيچ حاكمي حق ندارد برخلاف مقررات وقانون شرع مطهرقد مي بردارد.  امام رضا مي فرمايد(( اولم يجعل لهم اماما قيماً حافظاً مستودعاً،لورستالملة....)) براي مردم امام قيم حافظ  امين لازم است. ودرجاي ديگرمي فرمايد فقهاءامناء رسل هستند.                                                                                           

صفحه 61

 

 شماره فيش : 18

  

حضرت درجواب ازمراجعه به مقامات حكومتي ناروا، چه اجرائي وچه قضايي نهي مي فرمايد.دستور مي دهند كه ملت اسلام درامور خودنبايد به سلاطين وحكام جور وقضائي كه ازعمال آنهاهستندرجوع كنندهرچند حق ثابت داشته با شند وبخواهند براي احقاق گرفتن آن اقدام كنند. مسلمانان اگرپسر اورا كشته اند يا خانه اش را غارت كرده اند،بازحق ندارد به حكام جور براي دادرسي مراجعه كند اين حكم سياسي اسلام است. حكمي است كه سبب مي شود مسلمانان ازمراجعه به قدرتهاي ناروا وقضائي كه دست نشانده آنها هستند خودداري كنند،تا دستگاههاي دولتي جائروغيراسلامي بسته شود.                                                                            

 

صفحه 78

 

شماره فيش :19

 

   بسياري ازاحكام عبادي اسلام منشأ خدمات اجتماعي وسياسي است. عبادتهاي اسلامي اصولاًتوام با سياست وتدبير جامعه است مثلاً نمازجماعت واجتماع حج وجمعه درعين معنويت وآثار اخلاقي واعتقادي ، حائز آثارسياسي است. اسلام اين گونه اجتماعات را فراهم كرده تا ازآنهااستفاده ديني بشود، عواطف برادري وهمكاري افراد تقويت شود، رشد فكري بيشترپيداكنند، وبراي مشكلات سياسي واجتماعي خود راه حلهايي بيابند وبه دنبال آن به جهاد وكوشش دسته

   جمعي بپردازند.(( به خطبه هاي حضرت اميرنهج البلاغه،خطبه 11،27 ، 29 ،54،51 مراجعه شود))                                                                                

 

صفحه 119

  

   شماره فيش :20

 

   اسلام را عرضه بداريد. ودرعرضه آن به مردم نظير عاشورا به وجود بياوريد.چه طورعاشورا را محكم نگه داشته ونگذاشته ايم ازدست برود.چگونه هنوز مردم براي عاشورا سينه مي زنند واجتماع مي كنند شما هم امروزكاري كنيد كه راجع به حكومت موجي به وجودآيد، اجتماعات برپا گردد، روضه خوان و منبري پيدا كند، درذهن مردم مطرح بماند. اگراسلام رامعرفي نماييد وجهان بيني عقايد واصول واحكام ونظام اجتماعي اسلام را به مردم بشناسانيد با اشتياق كامل ازآن استقبال مي كنند.                                                 

 

 صفحه 120

 

    شماره فيش :21

 

   معرفي وارائه اسلام مستلزم اين است كه حوزه هاي روحانيت اصلاح شود.برنامه هاي درسي وروش تبليغات وتعليمات تكميل گردد، سستي وتنبلي ويأس وعدم اعتماد به نفس جاي خودرا به جديت وكوشش واميد واعتمادبه نفس بدهد. آخوندهاي درباري كه دين را به دنيا مي فروشند،ازلباس روحانيت خارج وازحوزه ها طرد واخراج شوند.                           

 

 صفحه125

 

   شماره فيش :22

 

   اعمال استعمار ودستگاههاي تربيتي وتبليغاتي وسياسي حكومتهاي دست نشانده وضد ملي قرنهاست كه سمپاشي مي كنند، وافكارواخلاق مردم را فاسد مي سازند. كساني كه ازميان مردم وارد حوزه روحانيت مي شود طبعاً آثارسوء فكري واخلاقي را با خود مي آورند، حوزههاي روحانيت جزيي ازجامعه ومردم است بنا براين ما بايد دراصلاح فكري واخلاقي افرادحوزه كوشش كنيم، آثارفكري وروحي را، كه ناشي ازتبليقات وتلقينات بيگانگان وسياست دولت خائن وفاسد است ازبين ببريم وبا آن مبارزه كنيم.                                       

 

 صفحه131

 

  شماره فيش :23

 

  افكارابلهانه كه درذهن بعضي وجوددارد، به استعمارگران ودولتهاي جائركمك مي كندكه وضع کشورهاي اسلامي را به همين صورت نگه دارند، وازنهضت اسلامي جلوگيري مي كنند.اينها  افكارجماعتي است كه به مقدسين معروف اند، ودرحقيقت (مقدس نما) هستند نه مقدس.بايد افكار آنها را اصلاح كنيم ، وتكليف خودرابا آنها معلوم سازيم، چون اينها مانع اصلاحات ونهضت ماهستند ودست مارا بسته اند.

                                                                                                         صفحه131

 

   

 شماره فيش :24

 

  روابط خودرا با موسسات دولتي آنها قطع كنيم. با آنها همكاري نكنيم. ازهرگونه كاري كه كمك به آنها محسوب مي شود پرهيزكنيم. موسسات قضائي، مالي، اقتصادي وفرهنگي وسياسي جديد به وجودآوريم. برانداختن طاغوت يعني قدرتهاي سياسي ناروايي كه درسراسر وطن اسلامي برقرار است وظيفه همه ماست. ائمه (ع) نه فقط خود با دستگاههاي ظالم ودولتهاي جائرودرباره فاسد مبارزه كرده اند بلكه مسلمانان را به جهاد برضد آنها نموده اند(( بيش از 50روايت دروسائل الشيعه تأليف علامه محدث حرعاملي ومستدرك و ديگر كتب كتاب التجاردرابواب ما يكتسب به بابهاي 42-45،مستدرك الوسايل ج13و...هست كه از سلاطين ودستگاه ظلمه كناره گيري كنيد))

                                                                                                      

 صفحه138

 ناشر : موسسه ی تنظیم و نشر آثار امام خمینی .ره