حکومت از نظر شیعه
حکو مت از نظر شیعه
در نهاد اسلام رهبری سیاسی از رهبری دینی جدا نبود ه است ،در دوره ی پیغمبر و حتی به شیو ه های دیگردر دوره ی خلفا ی راشدین سیاست و دیانت دو روی سکه ی حکو مت بوده است .یعنی حکو مت ،حکومت دینی بود و رهبر دین رهبر سیا سی هم بود .
از دوره ی امویان گر چه ظا هراً حکومت دینی و سیاسی همچنان آمیختگی داشت اماخلا فت و حکومت کم کم رنگ و بوی سلطنت به خود گرفت و خلافت انتخابی عصر خلفای راشدین به خلافت راشدین موروثی مبدل شده در نتیجه امپراطوری اسلام زیر نظر خلافتی قرار گرفت که جنبه سلطنت وسیاست آن بر دیانتش می چربید ،که ایران هم مدتها در چنبره همین قدرت سیاسی جدید گرفتار بود تا آنکه با روی کار آمدن حکومت موروثی طاهریان نخستین ضربه ی اساسی بر قدرت و نفوذ خلافت وارد آمد و جنبش پنهان و آشکاری که در جستجوی استقلال ایران بود در گوشه ای از خاک آن سر بر کشید .
دردید شیعه صلاحیت دینی برای حکومت دردوره ی پیغمبرازطریق وی بدست می آمد و دردوره ی جانشینان اواز طریق ارتباط آنان با منبع فیض نبوت .شیعه معتقد است که بعد ازپیغمبرحکومت از آن امامان اوست که امامت را به خواست خدا ازسوی پیغمبر به ارث برده اندودرنبود پیغمبربا منبع فیض نبوت همچنان در ارتباطند و یهره های فیض اللهی نصیب آنان است .اما مفهوم روایت اهل سنت ازبسته شدن دایره نبوت این بود که دیگرکسی بامنبع فیض نبوت درارتباط نیست یعنی امامی درکارنیست که با بهره گیری از منبع فیض حکومت عادلانه دینی را آنگونه که در عصر پیغمبر وجود داشت بتواند بر پا کند .
مفهوم سیاسی سخن آن بود که حتی حکومت (خلفا آن گونه که شیعه تصور میکند) حکومت عادلانه ای هم نباشد باز بایدبه آن تن داد و تسلیم شد .
از نظر شیعه حکومت اگر به دست امامان شیعه باشد حکومتی خواهد بود عادلانه وگر نه حکومت غیر امام حکومتی است غاصب و ظالم .این تلقی شیعه از امامت که دو وجه رهبری سیاسی و دینی را در هم ادغام کرد و سیاست و دیانت را در هم می آمیخت .
شیعه ی دوازده امامی در بسیاری از دوره های تاریخ ایران معتقد بود که حکومت عادلانه فقط با ظهور امام زمان (عج)تحقق خواهدیافت و در غیبت او اگر حکومت بر پا شود از نظر شرعی حکومت جور است وظلم و فاقد عدالت حقیقی .
تلقی شیعی از حکومت گر چه همیشه حکومت حقیقی را از آن صاحب زمان می شناخت در دوره ی قاجار دستخوش دگرگونی بنیادی شد .درست است که پاره ای از ریشه های دگر گونی بنیادی در حکومت صفویه صورت گرفت اما بیان نظری و شرعی این دگرگونی در اوایل حکومت قاجار بخصوص در دوره ی فتحعلی شاه قاجار تدوین شد .بحث ولایت فقیه در مفهومی که امروز شناخته شده است از بحث های مطرح شده در دوره ی قاجار است و نخستین بار در سلطنت فتحعلی شاه است که مبحث ولایت فقیه به طور جدی به استناد پارهای از احادیث و آیات و اخبار مطرح می شود .در دوره ی فتحعلی شاه نخستین کسی که به صورت مضبو ت و به طور جدی و اصولی این بحث را مطرح کرد و به استناد نوزده حدیث و پاره ای آیات و اخبار صریحاًدر غیبت امام حق حکومت و کشور داری را از آن فقیه عادل دانست ملا احمد نراقی بود .در تفکر شیعهدایره نبوت را بسته نمی دانست و امامت را به باطن نبوت تعبیر می کرد و در تفکر عرفانی هم دایره ی نبوت یاز بود و ولایت به باطن نبوت تعبیر می شد .در تفکر شیعی امامت با حکومت ارتباط تنگا تنگ داشت و شیعه معتفد است که بعد از پیغمبر حکومت از امامان اوست اما در تفکر عرفانی مفهوم ولایت و بسته نبودن دایره ی هیچ ربطی به امر حکومت سیاسی و کشور داری نداشته است و فقط در شیوه ی استد لال در بسته نبودن دایره ی نبوت با شیعه همسویی داشت و به همین جهت گاه مورد دشمنی حکومت گران سنی و خلفا ی جهان اسلام واقع می شد و جنبه ی سیاسی بدان می دادند.لذا شیعه معتقد است در غیبت امام مجتهد عادل و ولی فقیه همچنان با دایره ی نبوت مر بوط است و امین پیغمبر و وارث علم او و اما م است وبه همین جهت به نیابت از امام مسند قضای شرعی و هم حکومت و کشور داری از آن اوست .
منبع :کتاب مشروطه ی ایرانی
دکتر ما شا الله آجودانی
دردوران بعضی ازپادشاهان قاجارازجمله ناصرالدین شاه به اندازه خوددرخرابی مملکت ودراستمراربی عدالتی واستبدادو مفاسد ناشی از آن مو ثر و مسئول بودند که با بیداری نسبی عامه ،آشنایی با رسوم و آداب تمدن جدید و انجام یافتن پاره ای اصلاحات که در اواخر آ ن عصر حاصل شد ،به وسیله و سعی معدودی از همان ها انجام یافت و نقش امنای مذهب در امور مملکت در این دوره هر چند از نظر حیثیت دولتی وهنی محسوب می شد از نظر عامه با علا قه و تایید تلقی می گشت .
اقدام علما در امور مر بوط به دولت چون با منافع و احساسات عام مر بوط بود با توفیق بیشتر و قا طع تر مواجه می شد تحریم تنبا کو برای لغو امتیاز انحصاری رژی از همان آغاز سر و صداها یی در طهران و تبریز به وجود آورد و علماءعصر که با سیاست آن دولت مر بوط بودند نا راضی کرد و نوعی عدول از تعادل سیاسی تلقی می شدوبه فتوای تحریم تنبا کو منجر گشت .که نهایتاَفتوای میر زای شیرا زی مرجع معروف شیعه در نجف هم برای این مسئله مهم است .پس علمایی که در زمان حکام مستبد زندگی می نموده اند به نحوی از انحاءجهت اعتلای حکومت اسلامی نیز مبارزه می نموده اند که می توان سید جمال الدین اسد آبادی را هم نام برد .و همچنین مجتهدان ،علما و سادات تقریباٌدر تمام جامعه با نظر تکریم نگریسته می شدند .ریاست عامه با آنها بود و در اکثر امور اجتماعی حوزه خود نفوذ قطعی و بی معارض اعمال می کردند و غیر از علما ءو مجتهدان نفوذ وعاظ به اندازه علماءدر بین مریدان خود نفوذ داشتند و به بر خی از آنهاهم مثل مجتهدان و علمای بزرگ کرامات منصوب می شد .
منبع:روزگاران تاریخ ایران
دکتر عبدللحسین زرین کوب
رئیس دولت کشور :در عالی ترین سطح اجرایی مقام ریاست دو لت کشور قرار می گیرد این نهاد شاخص جامعه ی سیاسی و نهاد مو جو دیتیک کشور به شمار می آید طیف عملکرد این نهاد بر حسب قانون اساسی یا استخوان بندی سیاسی هر کشور تفاوت دارد
الف-پادشاهی :این واژه در مورد رئیسی بکار برده می شود که یا قدرت را از طریق فتح وظفر بدست آورده و در خاندان خود مورثی کرده باشد یا اینکه خود بر اساس اصل وراثت بر اریکه قدرت تکیه زند .
ب-ریاست جمعی :در صورتی که هیاتی مرکب از تعدادی عضو اختیارات و وظا یف رئیس دولت کشور را همگی با هم برعهده داشته باشند یعنی رکن حکومتی ،شکل دسته جمعی داشته باشد اصطلا حاَآن را چند تن سالا ری می نامند .
ریاست جمهوری درآن دسته از نظام های مردم سالار که رئیس قوه مجریه طی انتخا بت عمومی و با کسب اکثریت آرای عامه مردم بدین مقام راه می یابد به وی رئیس جمهور و به چنین نظامی جمهوری اطلاق می گردد .انتخاب رئیس جمهور به طور مستقیم از طرف مردم صورت می گیرد یعنی هر چند سال یک بار عموم مردم در انتخابات شرکت می کنند و با رای مستقیم خود شخص مورد نظر شان را برای ریاست قوه ی مجریه بر می گزینند .گاهی انتخاب مردم به صورت غیر مستقیم دارد یعنی نمایندگان پارلمان که خود منتخب مردم هستند با اکثریت آرای خویش از میان نامزد های ریاست جمهوری یک نفر را بر می گزینند .رئیس جمهور در این حالت از استقلا ل چندانی بر خور دار نیست .
در کشور ما جمهوری اسلامی ایران رای گیری به صورت مستقیم و توسط مردم انجام می گیرد ولیکن در کشورهایی نظیر ترکیه و پاکستان انتخاب رئیس جمهور به صورت غیر مستقیم و از طریق نمایندگان پارلمان صورت می پذیرد.
در جمهوری اسلامی ایران رئیس جمهوری برابر قانون اساسی عالی ترین مقام کشوربعدازمقام رهبری شناخته میشود.رئیس قوه ی مجریه مسئول اجرایی قانون اساسی است ولی به طورمستقیم از جانب ملت شناخته می شود و باید ایرانی الاصل تابع ایران ،مدیر و مدبر ،موثق وامین،و متقی ومومن ومعتقد به مبانی جمهوری اسلامی ومذهب رسمی کشورباشدوازرجال سیاسی ومذهبی شناخته شود.قبل ازانتخاب ازجهت واجد شرایط بودن مورد تایید شورای نگهبان قرار گیردو در انتخابات اکثریت مطلق آرأ را به دست آورده.تنفیذ حکم ریاست جمهوری با مقام رهبری است و بعد از ادای سوگند در مجلس چهار ساله ریاست جمهوری شروع شده و قابل تمدید برای یک دوره است و رئیس جمهور در مقابل رهبر ،مجلس و مردم مسئول است وی ریاست هیا ت وزیران را برعهده دارد و بر کار آنان نظارت می کند و نصب وزراُهمراه با رای اعتماد مجلس برعهده اوست و هر وقت بخواهد می تواند عزل نماید .
که در کشورجمهوری اسلامی تشخیص مردم،نتیجه توجه به معیارها،وظایف مسئولین و تقوای بیشتر،رعایت قانون،عمل به شعارها یک اصل بوده و برای مقابله با کم کاری و خط بازی ،امکانات بی حساب در اختیار فرزندان ،منافع شخصی عدم توجه به تحریم دشمن و .......مد نظر مسئولین باید قرار گیرد .
منبع :کتاب گامی به سوی دولت اسلامی
تهیه شده از موسسه ی مطالعات انتشاراتی صادق آل محمد (ص)
گرد آورنده:س .ز.هادیزاده