حکومت در اسلام
حكومت حق در حقيقت حكومت ملكه ي نوراني حرّيت
وعدالت است كه اولياي خدا مظاهركامل اين ملكاتند ولي
حكومت غيرحق رقيّت وكنيزي شخص است دربرابرشهوات
تاريك وسياه،حال آن كه حكومت عدالت وحق مطلق نيست.
تنبيه الامه وتنزيه المله/آيت الله نائيني / ص۴۸
حكومت اسلامي وسيستم سياسي دراسلام مردمي است،متكي
به آراء مردم است ومتكي به خاص واراده ي عموم مردم است
ونظام اسلامي يك نظام الهي است يعني الهام گيرازفرمان خدا
ومنطبق بامعيارهاي آسماني است.
حکومت دراسلام /آيت الله خامنه ای/ص۱۲۴
حكومتي كه متكي به نوع باشد دو وظيفه ي اساسي دارد :
اوّل،حفظ نظامات داخل وهرطبقه وفردي رادرحدودخود
نگاه داشتن وهرذيحقي رابه حق خودرساندن است.
دوّم،حفظ ازمداخله ي بيگانگان وتهديدمطامع آنان ازراه
قواي دفاعي وطرق سياسي.
تنبيه الامه وتنزيه المله/آيت الله نائيني /ص۳۹
دولت اسلامي برطبق اراده ي خداعمل مي كند و باهمان
هدفها انسانها و جامعه راحركت مي دهد و درهمان سمتي
كه خدا اراده كرده است جامعه را مي برد. لذا وظايف او
كوچك شده ي وظايف خداست يعني بايد همان برخوردي
راكه خداي متعال باموجودات عالم دارد،باانسانها دارد،
حكومت اسلامي همان برخورد را داشته باشد منتهادر حد
خواسته شده ي مطلوب ازاين.
حکومت دراسلام /آيت الله خامنه اي/ص۱۲۷
حق قانوني و طبيعي حكومت براي كسي است كه داراي
غريزه ي عصمت باشد و اراده ي حق بر او حاكم باشد.
اين شخصيت عالي همان كسي است كه ما،شيعه او را امام
مي دانيم،ممكن است گاهي مردان صالح كه داراي سرشت
عدالت و صلاح باشند نيز يافت شوند كه خود تاحدامكان
مراقب انحراف باشند ولي اين دو گونه حكومت بيرون از
اختيار و دائم و باقي نيست.
تنبيه الامه و تنزيه المله/آيت الله نائيني/ص۱۴ « اشرف مبكي»