حکومت دراسلام
است كه نمي توان آن را سهل وساده گرفت،ونمي توان آن را
از راه توارث «ميراث شخصي» ساخت وبازيچة اطفال وياافراد فاقد
صلاحيتهاي خاص ووارستگيهاي اخلاقي گردانيد.درنظام اسلا مي
زمامداران خدمتگذاران مردم هستند نه اربابان وخدايان.
حكومت اسلامي وتحليلي ازنهضت حاضرآيت الله علا مه نوري ص23
قوام اجتماع وابسته به حكومت است ،حكومت هرچه بيشترمتكي
به افكارواخلاق ومعتقدات عمومي باشد،قدرت ودوام آن بيشتر
است،اگرنوع حكومت بانوعيات مردم درجهت مخالف بودقابل
دوام نيست وموجب انقلاب وطوفانهاي اجتماعي خواهدشد.
تنبيه الامه وتنزيه المله آيت الله نائيني ص 6
حكماء حكمت راتقسيم مي نمايدبه حكمت نظري وحكمت
عملي، حكمت نظري در يافتها يست كه خود مقصود و موجب
كمال روحي و فكري است ، حكمت عملي آن است كه وسيله
عمل وتنظيم امور است،حكمت عملي به سه جزتقسيم نموده اند .
۱- تهذيب نفس كه علم اخلاقش گويند .
2- اداره اجتماع كه سياست المدنش خوانند.
3- تنظيم عائله كه تدبيرالمنزل ناميده مي شود .
تنبيه الامه و تنزيه المله / آيت الله نائيني ص 7
نظام اجتماعي وابسته به حكومت است و آن حكومتي مي تواند
حافظ حقوق و شئون باشد كه قيام به افكار و معتقدات عمومي
داشته باشد والا نتيجه تجزيه قوا و اضمحلال است ، و معناي
حفظ بيضه اسلام يعني حدود و حقوق اجتماعي كه مانند
باروئيست براي حفظ حقوق و منافع افراد است و علماي دين
آن را ازمهمترين واجبات مي شمارند .
تنبيه الامه و تنزيه المله / آيت الله نائيني ص39
حكومت در اسلام به همةمردم تعلق دارد، زيرا بر همه مردم
امر به معروف و نهي از منكر:يعني پياده كردن قوانين اسلام در
جامعه واجب است ، پس همة مردم عامر و ناهي هستند و قدرت
اجرائي به شمار مي آيند، البته در حدي خاص از قدرت اجرائي
و بقيه را قوة مجريه يا دولت كه مركز تجمع قواي امت است
عهده دارد .
حكومت اسلامي وتحليلي ازنهضت حاضر/آيت الله علا مه نوري ص23
نظام اسلام اساس قانون اساسي ماست وهرقانون بايدازنظام اسلام
مايه وپايه بگيرددر نظام توحيدي اسلام همانطوركه«شرك اعتقادي»
راه ندارد ،«شرك سياسي»كه تركيبي ازرژيم طاغوتي و تظاهر به
سياست اسلامي باشد و يا «شرك اخلاقي»كه تركيبي ازعدل وجور
باشد،يا«شرك مالي»« اقتصادي »كه تركيبي از حلال خواري
و حرام خواري باشد را ه ندارد .
حكومت اسلامي وتحليلي ازنهضت حاضر/آيت الله علا مه نوري ص24