بنيان حكومت در اسلام نوشته سيد كاظم حائري
نام كتاب : بنيان حكومت در اسلام
اين كتاب شامل سه گفتار است :
1- دموكراسي
2- شورا
3- ولايت فقيه
16- ولايت فقيه يا گياه اصلي ولايت نزد مسلمانان خداوند متعال خالق و ايجاد كننده همه اشيا است. او مولا و سرپرست حقيقي همه انسان ها بوده . در قرآن مي خوانيم سوره احزاب آيه 6 پيامبر بر مومنين پيش از خودشان ولايت دارد . صفحه 149 همان منبع
17- ولايت بعد از رسول الله در اختيار امامان و جانشينان پاك حضرتش قرار گرفت در زمان غيبت امر ولايت و حكومت براي فرد مشخصي قرار نشده است. بر حكم عقل و نقل اين مقام به صورت ديگري پاي بر جا مانده است . صفحه 150 همان منبع
18- در زمان غيبت تا آنجا كه ممكن است بايد در راه بر پايي حكومت اسلامي تلاش كرد. اسلام براي سعادت و پيشرفت شكوفايي و رشد روحي و فرهنگي به آن نيازمند است بهترين راه اثبات كتاب – سنت و آشنايي با احكام است . صفحه 156 همان منبع
19- در اسلام حتما ولايت عامه وجود دارد. زيرا رساندن امت به سعادت و رستگاري جز از طريق تشكيل حكومت اسلامي ممكن نيست. حال اگر درباره شناخت كسي كه داراي مقام ولايت است شك كنيم كافي است كه به مصاديق مسلم و قطعي آن اكتفا نماييم. صفحه 159 همان منبع
20- پيامبر گرامي مي فرمايد : امامت شايسته كسي نيست مگر آنكه سه خصلت در او وجود داشته باشد : پرهيز كاري تا او را از گناه دور كند , بردباري تا خشم خود را فرو نشاند , نيكو سرپرستي كردن تا بر افراد تحت ولايت خود بسان پدري مهربان بنگرد. صفحه 183 همان منبع
21- اعلميت در حكومت فقط منحصر به قدرت و توانايي در استنباط احكام نمي باشد. بلكه فقيه صاحب ولايت بايد از بينش عميق اجتماعي و سياسي بر خوردار بوده و آگاهي فراوان بر حوادث مختلف داشته باشد. صفحه 186 همان منبع
22- بيعت : اساس حكومت را ولايت تشكيل مي دهد. بنابراين بيعت مي تواند پايه حكومت و بر پايه دولت باشد. آيه شريفه قرآن است كه مي فرمايد : اي مومنان به پيمان ها وفا كنيد (سوره مائده آيه اول ). صفحه 188 همان منبع
23- هدف از برقراري حكومت اسلامي , حركت در جهت رضاي خداي تعالي و سوق دادن جامعه به سوي رضاي پروردگار يكتاست و همه ما مي دانيم كه لازمه خشنودي خدا بر پايي عدالت نابودي ظلم محو استبداد , تحقق يافتن قوانين آسماني در پهنه زمين تا آنجا كه ممكن است و بالاخره سعادت و نيكبختي امت در پرتو ولايت رهايي بخش توحيد مي باشد. صفحه 200 همان منبع
نوشته صغري ميرزايي