روابط ایران و فرانسه (نوشته صغری میرزایی)
روابط ايران با فرانسه
منع اول كتاب :
ايران در دوره سلطنت قاجار ( علي اصغر شميم )
قرن سيزدهم – نيمه اول قرن چهارم هجري قمري
نوشته شده از همين منبع از صفحات 70-59
مقدمه :
قدرت يافتن ناپلئون اول و فتوحات او يكي از وقايع برجسته تاريخ اروپاست. نجات بخشيدن
سربازان انقلابي فرانسه را از سر حدات آن كشور خارج نمود و با فتوحات خود وضع سياسي
اروپا را بر هم زد. اين لشكر كشي ها دو اثر عمده بخشيد : يكي نشر افكار انقلابي در
كشورهاي اروپاي مركزي كه ملل آن همه زير سلطه حكومت استبدادي سر مي كردند. ديگر
ترقي و عظمت بي نهايت فرانسه و بر هم خوردن موازنه قوا در اروپا . از تاثيرات اولي
انگلستان كه خود از مدتها پيش حكومت مشروطه داشت زياني نمي ديد ولي از ترقي حيرت
انگيز قدرت فرانسه و تغير وضع سياسي دول اروپاي مركزي و غربي بيمناك و بهمين علت
بود كه اتحاديه هاي متعدد بر ضد ناپلئون در اروپا تشكيل داد و با تظاهرات سياسي خويش
پرده از روي نيات و مقاصد دولت بريتانياي كبير برداشت و خود را بزرگترين دشمن ناپلئون
قلمداد نمود .
ولي انگلستان پايداري و مقاومت شديد نشان داد و در جنگهاي دريايي نيروي فرانسه را نابود
ساخت . ناپلئون براي آنكه قواي دريايي آن دولت را از آبهاي اروپا دور سازد و در صورت
امكان به جزاير بريتانيا حمله برد نقشه اي طرح كرد به اين ترتيب كه سپاه فرانسه بكمك
عثماني و از راه ايران به هندوستان مستعمره انگليسي حمله ببرد در اين صورت انگلستان
ناچار براي حفظ آن مستعمره نيروي دريايي و بيشتر قواي بري خود را در اقيانوس هند
متمركز خواهد كرد آنگاه سپاه فرانسه بكمك اسپانيا و هلند به جزاير بريتانيا هجوم كند.
اما در حين اجراي مقدمات نقشه مشكلات و موانعي پيش آمد كه ناپلئون را از انجام مقاصد
خود مايوس نمود و از طرف ديگر تغييراتي كه در روابط بين ناپلئون و تزار روسيه حاصل
گرديد بنفع انگلستان تمام شد و در لشگر كشي ناپلئون به روسيه بيش از 250 هزار نفر از
سپاه فرانسه تلف شدند و لطمه بزرگي باقتدار و عظمت امپراطور فرانسه وارد آمد.
بطوريكه از اجراي نقشه حمله به هند باز ماند و از آن پس فقط كوشش او صرف حفظ
سرحدات فرانسه گرديد.
آخرين جلوه عظمت و اقتدار ناپلئون لشگر كشي او به روسيه بود و از آن پس انحطاط
امپراطوري آغاز و در طي يكسال بنيان اقتداري وي متزلزل شد.
فكر حمله به هندوستان نيز با انحطاط امپراطوري از ميان رفت و فرانسه در چنگال سپاه
پروس و اطريش و روسيه و انگلستان درمانده شد و با تشكيل كنگره وينه آثار فتوحات ناپلئون
برطرف گرديد. طرح نقشه حمله به هند بوسيله ناپلئون و از راه ايران دولت انگليس را بيك
نكته اساسي متوجه ساخت و آن حفظ هندوستان از خطرهاي احتمالي آينده بود. جلب دوستي و
موافقت دول مجاور هند و تشكيل مناطق سرحدي تحت الحمايه بريتانيا و يا بيطرف جزو
مسائل عمده و اساس سياست مستعمراني بريتانيا در آسيا قرار گرفت و آن دولت از آن پس
هميشه روابط خود را با دربار قاجار محكم نگاه داشت و بر اثر وجود زمينه هاي مساعدي كه
در آن عصر براي آندولت در دربار قاجاريه فراهم ميشد از ارتباط خود با ا يران براي حفظ
هندوستان سود بسيار برد و زيان فراوان به كشورهاي ما وارد آورد.
روابط ايران با فرانسه
آغاز روابط
فتحعليشاه همينكه در سال 1218 هجري با تهاجم سپاه روسيه به ناحيه قفقاز مواجه شد و
اطلاعاتي از نيروي بري و درجه استعداد و قابليت نظامي آندولت حاصل كرد در صدد جلب
متحدي ير آمد.اروپاي مركزي فتحعليشاه را بسوي امپراطور فرانسه متوجه ساخت و بفكر
افتاد كه ناپلئون را براي دفع روسيه با خود متحد بسازد.اطلاعات مختصري راجع به ناپلئون
بدست آورد و در رمضان سال 1219 هجري نامه اي مبني بر علاقه خود به عقد اتحاد با
فرانسه به ناپلئون نوشت و آن نامه بوسيله سفير فرانسه در قسطنطنيه ( پايتخت عثماني ) به
فرانسه ترجمه شد و در ژانويه 1805 ميلادي به ناپلئون رسيد . ناپلئون با آنكه كاملا با
پيشنهادهاي فتحعليشاه موافق بود چون اطلاعات ددقيق كاملي از وضع سياسي و عمومي
ايران نداشت . سپس مترجم و منشي دربار خود را از راه عثماني به ايران فرستاد تا تحقيقات
خود را از دو كشور مزبور به امپراطور گزارش دهد و ضمنا به او دستور داد كه حتي لمقدور
ماموريت خود را راجع به ايران مخفي بدارد تا كارگزاران عثماني و انگلستان از آن ماموريت
مطلع نشوند .
روميو از طرف ناپلئون با اختيارات كاملي به ايران آمداست او را به عقد قرار داد دوستي و
همكاري نظامي دعوت كرد ولي كمي بعد فهميد كه ماموريت او فقط مطالعه احوال و اوضاع
جغرافيايي ايران است .
وبر نامه هاي فتحعليشاه را به ناپلئون رسانيد و بعد از او امپراطور براي تكميل اطلاعات
خود ژوانن (joinin) و دلابلانش و بن تان افسر مهندس را به ايران فرستاد و هر يك نامه
هايي از طرف ناپلئون به فتحعليشاه رسانيدند .
بن تان بر حسب دستور دربار ايران روانه اردوي عباس ميرزا شد تا در جنگهاي ايران و
روسيه زير فرمان عباس ميرزا خدمت كند . رسيدن نامه هاي ناپلئون و سفراي فوق العاده او
به ايران فتحعليشاه را كاملا به امپراطور و وعده هاي او اميدوار ساخت . فورا ميرزا خان
قزويني وزير محمد علي ميرزاي دولتشاه ( پسر دوم فتحعليشاه ) را به سفارت نزد ناپلئون
فرستاد تا در باب اتحاد دو دولت و اتحاد نظامي قراردادي با امپراطور منعقد سازد .
عهدنامه فين كن اشتاين
تعهدات فرانسه در قرارداد مزبور به قرار زير بود :
1-ضمانت استقلال ممالك موجوده در ايران
2-شناختن حق ايران بر گرجستان
3-وعده بزل مساعي كامل در مجبور ساختن روسيه به تخليه خاك ايران و گرجستان و دخالت
فرانسه در عقد عهد نامه صلح با روسيه
4-تعهد تدارك توپ و تفنگ و صاحب منصب و عمله براي ايران بقدر لزوم
خلاصه تعهدات ايران عبارت بود از :
1-قبول اعلان جنگ فوري به انگليس
2-خارج كردن عموم انگليسيها و اتباع آن دولت از خاك ايران
3-بستن سرحدات و ابواب ايران بر روي عموم عمال انگليسي
۴-عقد اتحاد با افغانها و قبايل هرات و قندها براي حمله به متصرفات انگليس در هند
5-دادن راه عبور به يك لشگر از سپاه فرانسه از ايران در صورتيكه اراده ناپلئون به لشگر
كشي به هندوستان قرار گيرد عقد قرارداد فين كن اشتاين مقدمه ماموريت هيئت نظامي ناپلئون
در ايران گرديد. براي آنكه هرچه زودتر از نفوذ انگلستان در دربار قاجار جلوگيري كند
چنانكه اشاره شد فرمان حركت سرتيپ گاردان و همراهان وي را به ايران صادر نمود (1222 هجري ).
سفارت سرتيپ گاردان
خلاصه مقاصد ناپلئون از فرستادن گاردان به ايران در حقيقت ابراز دشمني و مخالفت با دولت
روسيه و انگلستان بود .جزو نقشه سياسي امپراطور بود و براي اين منظور نيز تقويت سپاه
ايران و ايجاد خط سوق الجيشي از كنار درياي سياه تا معابر شرقي فلات ايران لازم بود.
بهمين علت ناپلئون تعليمات مفصل و مشروحي به سرتيپ گاردان داد كه خلاصه آن تحقيقات
كامل جغرافيايي راجع به راههاي ايران و مقدار علوفه و آذوقه و وسائل حمل و نقل و
چگونگي سپاه فعلي و تقويت آن سپاه در برابر دولت روسيه بود.
بدين منظور ناپلئون علاوه بر افسراني كه براي تعليم سپاه ايران و تهيه وسائل و مهمات جنگي
همراه گاردان مامورايران شدند عدهاي مهندس نيز براي نقشه برداري راهها و معابر جزو
هيئت اعزامي به ايران فرستادند و رويهمرفته هيئت اعزامي ناپلئون يك هيئت كامل العيار و
مركب از افسران نظامي مهندس و توپچي و منشي و طبيب و كارگران فني ومتخصصين توپ
ريزي بود و فتحعليشاه كليه مخارج اين هيئت را از زمان ورود بسر حدتا موقع خروج از خاك
ايران بر عهده گرفت.
ورود هيئت نظامي
ناپلئون در انتخاب اعضائ هيئت نظامي نهايت دقت را بخرج داد و كسانيرا مامور اين كار
نمود كه تا حدي از اوضاع و احوال ايران اطلاع داشتند.
مهندس جغرافيا و مامور نقشه برداري سه نفر از شاگردان مدرسه السنه براي مترجمي و
يكنفر طبيب و سه نفر منشي و دو نفر مبلغ مذهبي همراه گاردان حركت كردند.
مسافرت هيئت از راه آسياي صغير انجام گرفت و بيش از 4 ماه طول كشيد و عاقبت در اوائل
رمضان 1222 هجري به سر حد ايران رسيد.
فتحعليشاه براي آنكه دوستي خود را نسبت به ناپلئون ثابت كند پس از يك هفته عهد نامه
تجارتي و صورت معاهده فين كن اشتاين را كه گاردان همراه آورده بود امضا كرد و فرمان
داد كه طبق ماده 4 عهد نامه فين كن اشتاين جزيره خارك براي ايجاد تكيه گاه نظامي فرانسه
به نمايندگاني كه از طرف گاردان تعيين ميشوند واگذار گردد.گاردان عهد نامه امضا شده را با
اين قرار داد و خلاصه اي از وقايه مدت مسافرت هيئت براي وزير خارجه فرانسه فرستاد.
عمليات هيئت نظامي در ايران
افواج سمناني و مازندراني در تهران و 20 هزار پياده آذربايجاني در تبريز و 14 هزار نفر
سرباز در اصفهان تحت تعليم نظامي افسران فرانسه قرار گرفتند و بعد از يكسال عده سپاه
تعليم ديده به 35 هزار رسيد كه با سواران چريك اردوي عباس ميرزا متحدا در جنگهاي قفقاز-
يه شركت كردند.
تعليماتي كه از طرف افسران فرانسوي بسر بازان ايراني داده ميشد با مشكلاتي كه از حيث
روحيه و فكر اخلاق در ميان بود به كندي پيش ميرفت.
از طرف عباس ميرزا به جبهه جنگ احضار ميشدند و بهمين جهت افسران فرانسوي در
حقيقت به تشكيل سپاه كامل العيار جديد در ايران موفق نشدند.
هيئت اعزامي فرانسه نتوانست بعمليات خود در ايران ادامه دهد و سالي بر نيامد كه به بنا به
پيش آمدهاي سياسي گاردان با همراهان خود در ايران را ترك گفت و افسران انگليسي جانشين
آنان شدند .
عدم كاميابي گاردان و علل آن :
فتحعليشاه براي آنكه صميميت خود را نسبت به ناپلئون ابراز نمايد و گاردان را در اجراي
دستور نظامي امپراطور براي تعليم افواج ايراني تشويق كند فورا سفير خود را از بمبئي
احضاركرد و امر داد تا كليه انگليسيها را از خاك ايران برانند و جزيره خارك را بتصرف
فرانسويان بدهند.
گاردان با تعليمات سري و دستور العملهاي وزارت خارجه فرانسه سپاه ايران را براي مقابله با
دشمن فرانسه يعني دولت روس مجهز مي كرد و مهندسين هيئت مشغول نقشه برداري از
راههاي ايران مركزي و جنوبي و بنا در خليج فارس بودند ولي از طرف ديگر بر اثر ملاقات
ناپلئون با تزار روسيه و عقد معاهده تيليست بين آن دو امپراطور سياست ناپلئون نسبت به
ايران به كلي تغيير كرد و امپراطور فرانسه گاردان را با دادن دستورهاي جديد مامور نمود كه
حتي المقدور وسايل عقد صلح بين ايران و روسيه را فراهم سازد و از تجهيز سپاه ايران و
مخالفت علني با دولت روسيه خودداري كند.
فتحعليشاه نيز وقتي از عقد قرار داد تيليست آگاه شد بي اساس بودن قول و پيمان امپراطور را
دريافت و نظر مساعدي كه نسبت به گاردان داشت بكلي تغيير و از آن پس بوسائل مختلف او
را مورد ملامت قرار داد.
فتحعليشاه انگليسيها را طرد كرد و روابط خود را با فرمانرواي انگليسي هندوستان قطع نمود
و حاضر شد كه براي سپاه فرانسه كه از خاك ايران مي گذرند علوفه و آذوقه بحد كافي تهيه
نمايد و در حقيقت كليه تعهداتي را كه كرده بود انجام داد.
گاردان بنا به دستور ناپلئون در صدد آن بر آمد كه بين ايران و روسيه صلحي برقرار كند و
بهمين نظر با فرمانده كل قواي روس در قفقازيه مارشال گوداويچ داخل مكاتبه شد و از او
درخواست كرد كه چون بنا بتقاضاي دربار ايران مقرر گرديده است عهد نامه بين ايران و
روسيه به وساطت ناپلئون در پاريس منعقد گردد مارشال تا يكسال جنگ را متاركه كند .
مارشال نيز مراتب را به هيئت وزراي روس در سن پطرزبورگ نوشت و به او جواب داده
شد كه از قبول متاركه جنگ خودداري نمايد . مارشال نيز جنگ را شروع كرد در صورتيكه
گاردان با اطميناني كه بقبولاندن پيشنهاد خود به بفرمانده قواي روسيه داشت دربار ايران را از
عدم تعرض فرمانده تا يكسال بسرحدات آذربايجان مطمئن ساخته و عباس ميرزا بنا بر
اعتمادي كه بقول گاردان داشت قسمتي از سپاه چريك تحت فرمان خود را مرخص كرده بود.
بهمين جهت گاردان مجبور شد مخفيانه و بطور سري و بر خلاف دستوري كه از طرف
امپراطوردريافت كرده بود افسران فرانسوي را با لباس ابراني به اردوي عباس ميرزا در
ايروان بفرستد.
موقعيكه سرتيپ گاردان را با تاسف رد پيشنهادات ايران از طرف فرانسه با اطلاع فتحعليشاه
رساند دربار ايران عزا گرفت و دانست كه بعد از اين بايد در مقابل روسيه فقط بقوه خود متكي
باشد .
فرانسه در اين اقدام فايده بزرگي را از دست داد و سياست ديرينه خود را فداي دوستي ناپايدار
روسيه كرد و بنظر ما از تمام خبط ها عظيم تر رفتاري بود كه فرانسه در عدم ايفاي بقول خود
كرد .
اما روسيه اين مورد را با كمال بي پروايي زير اتحاد خود با فرانسه زد و با رعايت نكردن
نظريات آن دولت او را سخت از خود رنجاند روسيه قول داده بود كه با نظريات ناپلئون در
مخالفت با انگليس موافقت كند ولي در ايران از اجراي اين تعهد سرپيچيد و نقشه او را نقش
بر آب و دشمنان او را در پيش بردن مقاصد خود كامياب نمود.
دوست حقيقي روسها انگليس است و تحصيل آنچه كه فرانسه به ايران وعده داده در ظرف سه
ماه فقط از دست انگليس بر مي آيد . گاردان هنوز از طرف امپراطور حكم قطعي براي
مراجعت به اروپا نداشت ولي از طرف ديگر توقف خود را در ايران بي فايده مي دانست.
بار ديگر مقررات عهد نامه فين كن اشتاين را به رخ دربار ايران كشيد و شاه را متوجه اين
نكته ساخت كه ورود سفير انگليس به خاك ايران بر خلاف مقررات آن عهد نامه مي باشد و در
صورتيكه اجازه ورود به سفير انگليس داده شود وي و همراهانش خاك ايران را ترك خواهند
گفت . فتحعليشاه كه منتظر چنان فرصتي بود فورا با مراجعت هيئت نظامي فرانسوي به
اروپا موافقت كرد و گاردان روز 27 ذي الحجه 1223 رسما از فتحعليشاه اجازه مرخصي
گفت و فرداي آنروز با همراهان خود از تهران خارج شد و از طريق آذربايجان و ارزنه-
الروم و آسياي صغير عازم اروپا گرديد ولي با كمال تاني حركت ميكرد بطوريكه مسافرت
هيئت از موقع خروج از تهران تا رسيدن به سرحدات ايران و عثماني قريب به 4 ماه طول
كشيد. ( نوشته : صغري ميرزايي )